وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى
كه پيش از قرآن الواح توراة بر موسى نازل شد در ميقاتگاه .
إِماماً وَ رَحْمَةً
امام كسى را گويند كه ديگران به او اقتدا كنند و اقتدا به كتاب موسى عمل بدستورات او است و رحمت تفضل الهى است بامت موسى كه ميفرمايد :
أَخَذَ الْأَلْواحَ وَ فِي نُسْخَتِها هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ
اعراف ، آيه 153 .
وَ هذا كِتابٌ
قرآن مجيد
مُصَدِّقٌ
كه تصديق انبياء سلف را مىكند كه اگر قرآن مجيد نبود ما دليلى بر نبوت احدى از آنها نداشتيم زيرا تواتر يهود سه مرتبه منقرض شد و تورات از بين آنها برداشته شد و اختلاف اناجيل هم خود موجب زوال علم است بالاخص كفرياتى كه در آنها هست .
لِساناً عَرَبِيًّا
كه اهل حجاز بفهمند و هر پيغمبرى بلسان قوم خود مبعوث شد كه ميفرمايد :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ
ابراهيم آيه 4 ، اين قرآن مجيد نزولش براى اين بود كه :
لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا
چه ظالم بدين مثل كفر و شرك و ضلالت ، و چه ظالم بنفس طغيان و سركشى و فسق و فجور ، و چه ظالم به غير ، بانبياء و ائمه و مؤمنين ، چه ظلم جانى يا عرضى يا مالى ، و انذار آنها تخويف از عذابهاى دنيوى و اخروى است .
وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنِينَ
اين هم چه احسان بدين ايمان اسلام ، و چه احسان بنفس تقوى و عمل صالح ، و چه احسان به غير جانا و مالا و عرضا باحترام و تكريم و تواضع و غير اينها سپس محسنين را تفسير ميفرمايد :
[ سوره الأحقاف ( 46 ) : آيه 13 ]
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ( 13 )
محققا محسنين كسانى هستند كه گفتند پروردگار ما خداى متعال است پس از آن استقامت ورزيدند پس آنها نيست از براى آنها خوفى از عذاب و نيستند آنها