سخاوت كه داشتند نميسوزند ، و ريشهء اين درخت در قعر جهنم است ولى شاخ و برگ و ميوهء او در تمام طبقات جهنم است و بسيار كريه المنظر است و متعفن و تلخ لكن از شدت جوع و گرسنگى كه گفتند : اشد از سوزش آتش است اهل جهنم ميگيرند با اينكه شوك و تيغ بسيار دارد و به سختى فرو ميدهند ، و ديگر از طعام اهل جهنم غسلين است كه ميفرمايد :
وَ لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ
الحاقة ، آيهء 36 . و گفتند : غسالهء مدفوعات اهل جهنم و چرك و خون خارج از بدنهاى آنها است .
طَعامُ الْأَثِيمِ
اثم معصيت و نافرمانى است ، و اثيم گنه كار است و مراد در اينجا كافر و مشرك و ضال است كه غير مؤمن باشد هر كه هست .
كَالْمُهْلِ
مهل فلز گداخته است مثل مس و طلا و نقره و قلع و آهن و ساير فلزات .
يَغْلِي فِي الْبُطُونِ
از آن حرارتى كه در داخل اهل جهنم هست آب مىشود و به جوش ميآيد .
كَغَلْيِ الْحَمِيمِ
حميم آب جوشيده است در حالى كه ميجوشد و مكرر گفتهايم همين نحو كه نعم بهشتى طرف نسبت نيست با نعم دنيوى همين نحو عذاب جهنم هم طرف نسبت نيست با اين عذابهاى دنيوى و اين تشبيهات براى تقريب بذهن است .
[ سوره الدخان ( 44 ) : آيات 47 تا 50 ]
خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ ( 47 ) ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِيمِ ( 48 ) ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ ( 49 ) إِنَّ هذا ما كُنْتُمْ بِهِ تَمْتَرُونَ ( 50 )
بگيريد او را پس او را بكشيد بسوى وسط جهنم پس از آن بريزيد بر فرق سر او از عذاب حميم آب جوشيدهء جهنم و بگوييد بر او بچش بدرستى كه تو بودى خودت بسيار عزيز و محترم در نزد مردم محققا اين است آنچه كه بوديد شما باور نميكرديد ، در جاى ديگر ميفرمايد :
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ
الحاقة ، آيهء 30 الى 32 .
خُذُوهُ
امر بملائكه عذاب است كه ميآيند بالاى قبر او به مجرد آنكه از قبر