تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
بين مفسّرين بعضى گفتند او را زير پاهاى خود پايمال كردند تا مرد ، بعضى گفتند سنگسار كردند حتّى مات ، بعضى گفتند او را كشتند سپس خداوند او را زنده كرد بعضى گفتند ارادهء قتل او را كردند ولى خداوند او را بالا برد چنانچه با حضرت عيسى ( ع ) فرمود لكن در كافى از حضرت باقر ( ع ) روايت كرده كه فرمود روز اوّل او را مكتّع كردند يعنى انگشتهاى او را شكستند خداوند دو مرتبه به او اعاده فرمود روز بعد آمد آنها را دعوت كرد او را كشتند بنا بر اين حديث داخل در مقتولين فى سبيل اللَّه مىشود و مصداق آيهء شريفهء
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
- الآيه آل عمران آيهء 163

[ سوره يس ( 36 ) : آيه 26 ]

قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ( 26 ) گفته شد به آن كه داخل بهشت شو گفت اى كاش قوم من ميدانستند اين نعمت عظمى را . از كلمهء قيل و قال ميتوان استفاده كرد كه اين جنّة جنّت آخرت و قيامت نيست چون بلفظ ماضى ادا شده بلكه همان جنّت عالم برزخ است كه در اخبار دارد زمين وادى السّلام نجف است كه ارواح انبياء و ائمّه و صلحاء آنجا متنعّم به نعم الهى هستند ( مسئلهء مهمّه ) اختلافيست كه نسبت موت و حيات چه نسبت است ؟ بعضى گفتند سلب و ايجاب ، بعضى گفتند عدم و ملكه ، بعضى گفتند تضاد ، ما در مجلد سوم كلم الطيّب گفته‌ايم كه نسبت به حيات حيوانى و نباتى عدم و ملكه است و نسبت بحيات انسانى تضادّ است انتقال نشئه است بناء على هذا مىگوييم آيهء شريفهء
لا تَحْسَبَنَّ
مخصوص شهداء نيست زيرا لفظ شهيد ندارد بلكه هر كه در راه دين كشته شود مصداق قتلوا فى سبيل اللَّه است مثل ائمّهء اطهار و بسيارى از علماء دين و مؤمنين كه در راه دين كشته شدند بلكه به تنقيح مناط قطعى شامل كسانى كه در راه خدمت به دين از دنيا ميروند مىشود بلكه اثبات شيء نفى ما عدا نمىكند تمام مؤمنين اينها حيات ابدى پيدا ميكنند و متنعم بنعم الهى ميشوند و مرگ اول راحت آنها مىشود چنانچه اخبار بسيارى در اين باب داريم حضرت ابا عبد اللَّه الحسين ( ع ) ميفرمايد ( خطّ الموت على ولد آدم مخطّ القلادة على جيد الفتات و ما اولهنى الى اسلافى