تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
مخلوقى لطيفتر از آتش نيست بايد به او توجّه كرد و گاو پرستان و گوساله پرستان و ملائكه پرستان و جن پرستان و درخت پرستان و غير اينها حتّى انبياءپرستان يا ائمه‌پرستان و امثال اينها .
إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ
يردنى بوده كسره بجاى ياء است .
بِضُرٍّ
كه اگر بلائى و ضررى از جانب خداوند متعال به من متوجه شود .
لا تُغْنِ
لا تغنى بوده كسره بجاى ياء است .
عَنِّي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً
اما آلههء شما كه شعور و ادراك ندارند اصلا نميفهمند كه ضرر به من متوجّه شده و نميتوانند شفاعت كنند و امّا كسانى كه حق شفاعت دارند مثل ملائكه و انبياء و اوصياء و مؤمنين اوّلا شفاعت آنها خاص به اهل توحيد و ايمان است و ثانيا تا اذن و اجازه نداشته باشند شفاعت نميكنند .
وَ لا يُنْقِذُونِ
اينهم ينقذونى بوده كسره بجاى ياء است و بالجمله در مقابل ارادهء حق احدى نيست بتواند عرض اندام كند چه ارادهء نعمت و تفضّل و چه ارادهء بلاء و عقوبت ( اللّهم لا مانع لما اعطيت و لا معطى لما منعت ) .

[ سوره يس ( 36 ) : آيه 24 ]

إِنِّي إِذاً لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 24 ) محققا من اگر اتّخاذ كنم آلهه غير از او را هر آينه در گمراهى آشكارا وارد ميشوم . ضلالت بمعنى گمراهى است كه انسان راه را گم كند يا چيزى از او گم شود و منشأ ضلالت جهل است كه نداند راه از چاه كدام طرف است يا اشتباه كند راه ديگرى را خيال كند راه مقصود است ، قسمت اوّل جهل بسيط است ، انسان كه مقصدش مثلا تهرانست سر يك جاده مىبيند چندين راه است نميداند كداميك راه مقصود او است بايد توقّف كند تا يك راهنمايى پيدا شود كه اطمينان بقولش پيدا كند و اگر چند نفر باشند يكى اين راه را نشان ميدهد ديگرى راه ديگرى هكذا سومى و چهارمى انسان متحيّر مىشود كه كداميك آنها صادق هستند البته مطالبهء دليل و مدرك مىكند و تا بر او ثابت نشود حركت نميكند ، مسئلهء دين از همين باب است هر دسته راه سعادت را طريقهء خود ميداند : يهود ، نصارى ، مجوس ، مشركين