ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ
بعضى ماء نافيه گرفتند يعنى انذار نشدند چون دوره جاهليت و زمان فترت بود پيغمبرى نداشتند كه آنها را انذار كند لكن اين منافى با مذهب شيعه است كه زمين خالى از حجت نبوده اوصياء حضرت ابراهيم در ميان آنها بودند كه آخرين آنها حضرت عبد المطلب و حضرت ابى طالب بوده لكن مقهور مشركين بودند و كلمهء ما انذرهم بر فرض نافيه باشد دليل بر نفى منذر نميكند بلكه آباء آنها انذار نميشدند و اعتناء نميكردند و جهالت سر تا سر دنيا را پر كرده بود و بعضى گفتند ماء موصوله است يعنى همين نحوى كه آباء آنها را انذار ميكردند انبياء و اوصياء انبياء شما هم انذار بفرمايى قوم خود را
فَهُمْ غافِلُونَ
مرجع ضمير ممكن است آباء آنها باشند كه به كلى غافل از حق شدند و خدا را فراموش كردند و دستورات او را كنار گذاردند و ممكن است همين مشركين زمان حضرت باشند و جمع بين هر دو هم بعيد نيست و شاهد بر اينكه ماء موصوله است حديث شريف است از حضرت صادق ( ع ) كه كلينى مسندا از ابى بصير روايت كرده كه فرمود
( لتنذر القوم الذين انت فيهم كما انذر آبائهم فهم غافلون عن اللَّه و عن رسول اللَّه و عن وعده ) .
[ سوره يس ( 36 ) : آيه 7 ]
لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ( 7 )
هر آينه بتحقيق ثابت شد قول بر اكثر آنها پس آنها ايمان نمياورند .
وجود مقدس رسول و قرآن مجيد كوتاهى در بيان عقايد و اخلاق و احكام نكردند و بر همه ثابت و محقق شد لكن اكثر آنها ايمان نمياورند در خبر دارد مسئلهء خلافت امير المؤمنين و اوصياء طيّبين را حضرت رسالت مكرر در مكرر از اول بعثت تا حين رحلت بر همه ثابت كرد ولى اكثر ايمان نياوردند كه
( ارتد الناس بعد رسول اللَّه الا اربعة او خمسة )
و مكرر گفتهايم بيان مصداق مانع از عموم نيست .
لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
اين جمله را دو نحوه ميتوان تفسير كرد يكى همان معنى كه در ترجمه بيان شد كه امور دينى بر آنها ثابت