نميكردند و به همين قياس تمام رؤساء كفر و ضلالت اگر خود كافر نبودند ديگران را كافر نميكردند اگر خود در ضلالت نبودند ديگران را اضلال نميكردند و همين نحو اگر اولى و دومى و سومى منافق و معاند نبودند اين همه فساد تا دامنهء ظهور حضرت بقية اللَّه روى زمين ايجاد نميشد و دنبالهء او بنى اميه و بنى مروان و بنى عباس مثل يزيد و معاويه و منصور و هارون و مأمون و متوكل مستعصم و ساير بنى عباس و سلاطين ظلمه و امثال اينها بسيار هستند اگر خود آنها در ضلالت و غوايت نبودند اين همه افراد را اغوى و اضلال نميكردند .
[ سوره الصافات ( 37 ) : آيه 33 ]
فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ ( 33 )
پس محققا آنها رؤساء و اتباع در عذاب شريك هستند .
آنها از جهت اضلال و اينها از جهت ضلالت ولى ممكن است و اللَّه العالم اينكه بگوئيم عذاب اضلال كننده بسا چندين هزار برابر است بر عذاب گمراه شده زيرا عذاب ضلالت خود را دارد بعلاوه عذابى كه اتباع آنها دارند بر آنها هم بار مىشود پس اشتراك در عذاب را دو نحوه ميتوان گفت يك نحوه مراد اشتراك در اصل عذاب است كه تمام معذب هستند و لو درجات عذاب آنها از شدت و ضعف و كثرت و قلت مختلف باشد و نحوهء ديگر آنكه بگوئيم تمام آنها هم عذاب ضلالت خود را دارند و هم عذاب اضلال ديگران را زيرا هر كه در ضلالت افتاد در مقام است كه يك دسته ديگر را هم مسلك خود كند و لو هر قدر پست و بى اعتبار باشد لا اقل اطفال خود و زنهاى خود و بستگان خود را هم مسلك با خود ميكنند چنانچه بالحس و العيان مشاهده ميكنيم اغلب بلكه صد در نود اولاد يهود يهودى ميشوند اولاد نصارى نصرانى ميشوند اولاد مخالفين مخالف ميشوند اولاد مشركين مشرك ميشوند بلكه در ميان مؤمنين اولاد تارك - الصلاةها تارك الصلاة هستند اولاد فسقه فاسق اولاد ظلمه ظالم اولاد مكشوفات مكشوفه اولاد اهل ساز و لهويات اولاد مؤمنين متدينين مؤمن متدين و هكذا فعلله و تفعلله و لذا در خبر دارد ميفرمايد
كل مولود يولد على الفطرة و انما