آنها لكن اين معنى در روحانيات مثل ملائكه و عالم ارواح و عالم انوار نيست و همچنين در كواكب و كرات جويه و منظومههاى شمسيه نيست نه زياد رشد پيدا ميكنند و نه نقصان و ضعف تا موقعى كه براى آنها معين شده بلكه بعضى الى الابد
وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ
من از براى ذوى العقول است لكن مراد انسان است .
نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ
و به نظر ميآيد كه اشاره بمسئلهء معاد باشد كه همين نحوى كه از ضعف بقوه و از قوه بضعف ميرسانيم قدرت داريم از خاك انسان قوى رشيد كنيم همين نحو قدرت داريم از بدن خاك شده پوسيده شده دو مرتبه برگردانيم و انسانش كنيم .
أَ فَلا يَعْقِلُونَ
كه خداوند بر همه چيز قادر است .
[ سوره يس ( 36 ) : آيه 69 ]
وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ ( 69 )
و ما تعليم نكرديم پيغمبر اكرم را شعر و سزاوار هم نبود از براى او نيست اين قرآن مگر ياد آور كه مبين حق و باطل است .
وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ
مفسرين اقوالى گفتند بعضى گفتند چون شعر مشتمل بر اكاذيب است لذا به او تعليم نكرديم چنانچه گفت
در شعر مپيچ و در فن او * كز اكذب او است احسن او
زيرا تا شعر مشتمل بر اغراقات نباشد زيبايى پيدا نميكند و تمسك كردند بآيهء شريفهء
وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ
شعراء آيهء 224 الى 226 بعضى گفتند اصلا پيغمبر بلد نبود حتى آنكه در مواردى متمثّل ميشد ببعض ابيات شعراء اشتباه ميكرد بعضى گفتند اگر شعر ميگفت در عداد شعراء زبر دست واقع ميشد و بعضى گفتند معنى
وَ ما عَلَّمْناهُ
يعنى مأمور نشد به گفتن شعر لكن تمام اينها تفسير براى است بلكه دليل بر بطلانش قائم است اما اينكه شعر مشتمل بر اكاذيب است حرف پوچى است زيرا بسيارى از شعرهاى زيبا چون بيان حقايق مىكند و بسيار ممدوح است مثل ديوان امير المؤمنين و اشعارى كه در توحيد و فضائل ائمه و مصائب آنها و