ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنا بِالْحَقِّ
فتح بمعنى باز كردن است بعد از اين كه مسدود شده باشد مثل فتح باب و در دنيا بر بسيارى حق و باطل مخفى است و باطن هر كسى مستور است ، ولى در قيامت باطنها ظاهر مىشود و حق و باطل مكشوف مىگردد لذا خداوند به حق و واقع فتح مىفرمايد .
وَ هُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ
او است كه عالم به بواطن است و ظاهر مىفرمايد و حق و باطل هويدا مىشود .
[ سوره سبإ ( 34 ) : آيه 27 ]
قُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَكاءَ كَلاَّ بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 27 )
بفرما به اين مشركين كه به من بنمائيد و نشان دهيد آنهايى را كه شما ملحق كرديد در عبادت و پرستش به خداوند تعالى و شركاء او قرار داديد در الوهيت نه چنين است بلكه او است خداوند عزيز حكيم .
قُلْ أَرُونِيَ
امر توبيخى است كه كجايند آن خدايانى كه مىپرستيديد بيايند شما را نجات دهند به من ارائه دهيد مثل اين كه كسى عمل فاسدى به جا آورد بگويى عملت را به من ، نشان ده چه نتيجهاى بر او مترتب شده .
الَّذِينَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَكاءَ
چه ملائكه باشند چه عيسى باشد چه اصنام و چه آفتاب و ماه و ستاره و چه گاو و گوساله چه فرعون و نمرود و چه غير اينها . اما ملائكه و انبياء كمال بيزارى را دارند از شما و خصم شما هستند و اما فرعون و نمرود در جهنم به اشد عذاب گرفتار و اما اصنام و غير اينها كه لا يضر و لا ينفع هستند .
كلا هرگز اينها در هيچ قسمتى شراكت ندارند نه در ذات و نه در صفات و نه در افعال و نه در عبادت و نه در نظر .
بَلْ هُوَ اللَّهُ
بلكه خداى يكتاى بى همتاى اللَّه است كه مفاد كلمهء طيبه
« لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ »
است به سه دلالت مطابقى ، التزامى ، اقتضايى ، مطابقى توحيد عبادتى است كه معنى الوهيت باشد . التزامى توحيد ذاتى و صفاتى و افعالى است . اقتضايى توحيد نظرى است كه بايد توكل به او نمود اميد به او ، خوف از او ، نظر به او و بس .
الْعَزِيزُ
القاهر المقتدر .