گذشت كه طلب مغفرت براى آزر كه عم ابراهيم بود و او را به ابوّت خطاب ميكرد بواسطه اميد هدايت كه در او داشت چنانچه صريحا ميفرمايد
وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ
( توبه آيه 115 ) .
و ثانيا اين استغفار در زمان حيات آزر بود و معنى اينست كه پروردگار او را هدايت فرما بقرينة (
إِنَّهُ كانَ مِنَ الضَّالِّينَ )
پس از آنكه معلوم شد كه قابل هدايت نيست از او بيزارى جست .
و ثالثا ابراهيم بسيار دل رحم و دلسوز بود حتى موقعى كه ملائكه آمدند و به او خبر دادند كه ما براى اهلاك قوم لوط آمدهايم داشت توسط ميكرد كه ميفرمايد
يُجادِلُنا فِي قَوْمِ لُوطٍ إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ يا إِبْراهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا إِنَّهُ قَدْ جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَ إِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ
( هود آيه 74 و 76 ) .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 87 ]
وَ لا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ ( 87 )
و مرا رسوا و مفتضح نفرما روزى كه بندهگان تو مبعوث ميشوند .
نظر به اينكه مكرر بيان شده كه انبياء و اوصياء معصوم هستند خطايى از آنها سر نزده كه باعث رسوايى باشد ولى از روى انقطاع و اينكه خود را در مقابل عظمت پروردگار مقصر و ناچيز ميشمارند تمنى ميكنند كه ما را بتقصير خود مگير و در نظر بندهگانت سبك نفرما .
(
وَ لا تَحْزَنِي )
خزى بمعنى هلاكت و بعد از رحمت و فضيحت و رسواييست چنانچه ميفرمايد
يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ
الايه ( تحريم آيه 8 ) و ميفرمايد :
وَ أَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكافِرِينَ
( توبه آيه 2 )
ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُخْزِيهِمْ
- الى قوله تعالى -
إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَ السُّوءَ عَلَى الْكافِرِينَ
( نحل آيه 27 ) و غير اينها از آيات ، خلاصه اين كه اهل ايمان چه رسد بمقام انبياء آن هم مثل ابراهيم خزى ندارند فقط براى كفار و اهل نار است از ارباب ضلال و ظلمه و من هو مثلهم و اتباعهم و اعوانهم كه اعانت ظالم از گناهان كبيره است .
(
يَوْمَ يُبْعَثُونَ )
در خبر است كه روز قيامت ندا ميرسد :
« اين الظلمة و اين اعوان الظلمة