تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ
غنى است احتياج بشكر بنده ندارد حميد است . ضرر از كفران بنده به او متوجه نميشود و فوائد شكر عائد خود بنده مىشود و مضار كفران متوجه خود بنده ميگردد كه ميفرمايد
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ
( ابراهيم آيه 7 ) .

[ سوره لقمان ( 31 ) : آيه 13 ]

وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لابْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ( 13 ) و ياد كن زمانى كه حضرت لقمان فرمود به فرزند خود اى پسرك من و او را موعظه ميكرد شرك به خداوند نياور محققا شرك هر آينه ظلم عظيمست بسيار بزرگ است .
وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لِابْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ
مواعظ لقمان براى فرزندش بسيار است در اخبار از حضرت صادق و حضرت كاظم ( ع ) در باب آداب مسافرت و آداب معاشرت و مجالست با اشخاص و وظايف عبادى و ترك معاصى و آداب اخلاقى و چون اين اخبار بسيار مفصل است از نقل آن خوددارى كرديم رجوع بتفسير برهان كنيد .
يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ
مكرر گفته شده كه شرك پنج قسم است : ( 1 ) شرك ذاتى كه نسبت به ابن كونه داده‌اند « هويتان به تمام الذات قد خالفنا بابن الكمونة استند » كه از شاگردان افلاطون بوده و در درس افلاطون اين شبهه را القاء كرده . ( 2 ) شرك صفاتى كه بسيارى از عامه و اهل تسنن قائل بصفات زائده شدند و اين صفات را هم قديم مىدانند « و الزامهم بالقدماء الثمانية معروف » يكى ذات و هفت صفات مثل علم ، قدرت ، حيات ، اراده ، ادراك ، حكمت و عظمت . ( 3 ) شرك عبادتى مثل عبده اصنام و شمس و قمر و كواكب و آتش و گاو و گوساله و ملك و جن و انس . ( 4 ) شرك افعالى امر خلقت و رزق و ساير افعال الهيه را مستند به غير بدانند مثل بسيارى از حكماء و عرفاء و يهود و نصارى و بسيارى از فرق ضلال . ( 5 ) شرك نظرى كه نظر باسباب داشته باشد از مال و جاه و باران و ادويه و عده وعده و غير اينها و نظر بمسبب الاسباب نداشته باشد .