گفتيم معاصى قطع نظر از عقوبات اخروى در همين دنيا ده ضرر دارد كه يكى از آنها نزول بلا و مصيبت است كه ميفرمايد
ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ
( سوره شورى آيه 30 ) با ضررهاى ديگر بعد از رحمت ، سلب توفيق ، تسلط شيطان ، ضعف ايمان ، سياهى قلب و غير اينها .
إِذا هُمْ يَقْنَطُونَ
قنوط نااميديست چون نظر به خدا ندارند كه قدرت دارد دفع كند و اسباب ظاهريه هم ندارند ، مأيوس و نااميد ميشوند .
[ سوره الروم ( 30 ) : آيه 37 ]
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ( 37 )
آيا نمىبينند اينكه خداوند بسط ميدهد روزى را از براى هر كه بخواهد و تنگ ميگيرد براى ديگرى بدرستى كه در اين بسط و تقدير آياتيست براى قومى كه ايمان ميآورند .
نظر به اينكه افعال الهى تمام موافق حكمت و مصلحت است و آنچه مىكند عين صلاح است و حال بندگان خود را ميداند كه زيد مثلا صلاح او در بسط است و غنا و عمر و در تضييق و فقر ، چنانچه در حديث قدسى است ميفرمايد
« ان من عبادى من لا يصلحه الا الغنى فان افقرته لافسده ذلك و ان من عبادى من لا يصلحه الا الفقر فان اغنيته لافسده ذلك فمن لم يصبر على بلائى و لم يرض بقضايى فليطلب ربا سواى و ليخرج من ارضى و سمائى »
و حكم و مصالح آن را جز خدا نميداند و آنچه كه بتوان از آيات شريفه و اخبار آل اطهار استفاده نمود چند چيز است :
1 - اينكه بعض بندهگان ضعيف الايمان تا مادامى كه در توسعه است بعبادت و بندهگى قيام دارد و اگر بر او تضييق شد كلمات كفرآميز از او صادر مىشود و از دين خارج مىشود و بسا بعض ديگر به عكس كه اگر روى غنا و ثروت را ديد طاغى و باغى مىشود و از دين بيرون ميرود .
2 - امتحان بندهگان است كه در غنى شكر گذارى مىكند يا نميكند و در فقر صبر و تحمل دارد يا ندارد .
3 - ادعيه و اعمال صالحه و احسان به بندهگان بسا مورث توسعه مىشود و معاصى و بخل