ميراث كه امروز كمتر كسى است كه به تمام آن ايمان داشته باشد و تمام مشمول اين آيه شريفه هستند و خدا نتيجه اين ظلم و اين افترى و اين تكذيب حق را بيان ميفرمايد :
أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْكافِرِينَ
زيرا انكار يكى از ضروريات دين كفر ميآورد و كلمه مثوى كه بمعنى جاىگير است دلالت بر خلود و دوام و ثبات دارد .
[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيه 69 ]
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ( 69 )
و كسانى كه جهاد مىكنند در راه ما ما هم هر آينه آنها را هدايت ميكنيم براههاى خود و خداوند با نيكوكاران است .
جهاد در راه خدا اقسامى دارد :
( 1 ) جهاد با كفار و مشركين كه يكى از اركان اسلام و فروع دين است و آيات شريفه در مدح آن و مثوبات آن در قرآن بسيار داريم مثل
وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ
( بقره آيه 154 )
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
( آل عمران آيه 169 ) و آيات بسيار ديگر و اخبار زيادى لكن مشروط بحضور امام و امر او يا نايب خاص او است و در دوره غيبت واجب نيست بلكه جايز نيست مگر بعنوان دفاع آن هم باذن مجتهدى جامع الشرائط .
( 2 ) جهاد با نفس كه جهاد اكبرش فرمود چون هواهاى نفسانى و تمايلات آن بظلم و فسق و معاصى از شرب ، ساز ، آواز و لواط و بسيارى از معاصيست و لذائذ نفسانى بسيار است كه تعبير از آن بنفس اماره ميكنند كه حضرت يوسف فرمود
وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي
( يوسف آيه 53 ) . انسان با سه دشمن دائما بايد نبرد كند دنيا نفس شيطان بزخارف دنيا نظر نداشته باشد دنيا را در نظرش از گوشت گنديده متعفن در دهان سگ پستتر بداند و بدلخواه نفس فريب نخورد و علاقه پيدا نكند و گوش بوساوس شيطان ندهد .
( 3 ) جهاد در تحصيل معارف و علوم دينى و اعمال صالحه به قدر طاقت خود كوشش كند لذا علماء را مجتهد مينامند .