خدمت حضرت صادق ( ع ) رسيد و گفت : « ما الدليل على وجود ربك » حضرت فرمود
« هل ركبت سفينة »
گفت بلى حضرت فرمود آيا كشتى تو متلاطم شده گفت بلى حضرت فرمود آيا قلبت در آن حال متوجه شد كه كسى هست قدرت داشته باشد تو را نجات دهد عرض كرد بلى فرمود همان خدا و پروردگار من است . خداوند حال مشركين را بيان ميفرمايد و مثل آنها كسانى كه تمام توجه بمال و دولت و سلطنت و رياست و جاه و منصب و عده و عده خود دارند .
فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ
و كشتى متلاطم شد و چهار موجه كه دست از همه جا كوتاه شد و مثل آن هر مضطرى در حال اضطرار .
دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
لكن چون رفع اضطرار آنها شد برميگردند به همان حال قبل .
فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ
و از آن حال اضطرار بيرون آمدند .
إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ
به همان شرك و كفر و اسباب ظاهريه متوجه ميشوند چنانچه ميفرمايد
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ
( يونس آيه 12 ) .
[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيه 66 ]
لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ( 66 )
براى اينكه كافر ميشوند به آنچه به آنها دادهايم و براى اينكه به همان اعمال و لذائذ دنيوى خود متمتع باشند و خوش گذران پس زود باشد كه بر آنها معلوم گردد .
لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ
كفر در اينجا ظاهرا كفران نعمت است اينها بعد از آنكه نجات پيدا كردند و بساحل رسيدند همين نجات را مستند بيك اسباب ظاهريه خياليه خود مى پندارند كه ناخدا يا راننده ماشين يا بار يا فلان كس ما را نجات داد و ابدا مستند به خدا نميدانند و كفران اين نعمت عظمى را ميكنند كه گفتند كفران نعمت اينست كه نعم الهيه را از خدا ندانند و مستند بقوه و قدرت خود و ساير اسباب ظاهريه بدانند كه درجه اول شكر اين است كه آنچه به او عنايت شده از جانب حق بداند از راه تفضل نه استحقاق مثل قارون نباشد كه بگويد
أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي
( قصص آيه 78 ) و امثال قارون حتى بسيارى مستند