در اصطلاح حكماء بوجود منبسط تعبير مىكنند و در اصطلاح شرع به مشيت تعبير شده كه فرمودند :
خلقت الاشياء بالمشيئة و خلقت المشيئة بنفسها » و در لسان متكلمين باراده تعبير كردند به واسطه آيه شريفه
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
( يس آيه 82 ) لكن مكرر گفتهايم اراده از صفات ذات است بمعنى علم بصلاح چنانچه حكمت علم بمصالح و مفاسد است هر فعل كه مصلحت داشته باشد صلاح در ايجاد است پس ايجاد مىكند كه همين امر الهى و كلمه كن نفس ايجاد است كه به مجرد ايجاد موجود مىشود احتياج بلفظ كن ندارد پس احاطه قيوميه دارد وجودا و بقاء به تمام ممكنات كه بايجاد او موجود ميشوند و بابقاء او باقى ميماند « اگر نازى كند از هم فرو ريزند قالبها ) هذا ما عندنا و اللَّه العالم .
و معناى توجه يعنى عمل را بداعى تقرب به او و خلوص بجا آوردن كه اصل قربت داعى امتثال است چون او فرموده بجا مياورم يا از خوف از عذاب يا به اميد ثواب يا اطاعت امر و امثال اينها لذا ميفرمايد :
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ
و اينها از باب مثال است خالق كل شىء و تمام مسخر تحت اراده او هستند .
لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
پس به آنها بفرما براى چه تكذيب انبياء ميكنيد و توجه به غير او داريد :
فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ
.
[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيه 62 ]
اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ( 62 )
خداوند بسط و توسعه ميدهد روزى را از براى هر كس كه مشيتش تعلق گرفته از بندگان خود و تقدير و تضييق مىكند هر كه را كه اراده كند بدرستى كه خداوند بهر چيزى دانا است .
مسئله : توسعه و ضيق در امر روزى و معيشت حكم و مصالحى دارد كه خداوند عالم بآنهاست من جمله صلاح بنده است چنانچه در حديث قدسى ميفرمايد
« ان من عبادى من لا يصلحه الا الفقر فان اغنيته لافسده ذلك و ان من عبادى من لا يصلحه الا الغنى فان افقرته لافسده