[ سوره القصص ( 28 ) : آيه 59 ]
وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولاً يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى إِلاَّ وَ أَهْلُها ظالِمُونَ ( 59 )
و نيست پروردگار تو كه هلاك كننده باشد اهل شهرستانها را تا اينكه مبعوث كند در معظم آن شهرستانها رسولى كه براى آنها تلاوت كند آيات و ادله و حجج و بينات ما را و نيستيم ما هلاك كننده اهل شهرستانها را مگر آنكه اهل آن قرى ظالم باشند .
نزول بلاهاى مهلكه كه سر تا سر افراد را بگيرد منوط و مربوط باموريست :
( 1 ) اينكه بايد حجت بر آنها از هر جهت تمام شود كه راه عذر بر آنها بسته شود به ارسال رسل و انزال كتب و بيان دليل و معجزه و ارشاد و دلالت ببيان ادله عقليه و نقليه و حجج واضحه كه مفاد جمله اولى است .
وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا
و مراد از امها اصل شهرستانها كه معظم بلاد باشد مثل مكه كه آن را ام القرى ناميدند و از اين جهت پيغمبر اكرم را امى ميگويند مثل مكى المدنى نه بمعنى بى سواد و بى علم چنانچه توهم كردهاند .
( 2 ) استحقاق عذاب هلاكت بكفر و ظلم و فسق و فجور و طغيان و فساد زيرا هر معصيتى استحقاق عذابى ميآورد يا دنيوى يا اخروى كه مفاد جمله دوم است
وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى إِلَّا وَ أَهْلُها ظالِمُونَ
.
( 3 ) قابليت عفو و مغفرت نداشته باشند و قابليت بايمان و اعمال صالحه پيدا مىشود .
( 4 ) در نسل آنها مؤمنى بوجود نيايد تا دامنه قيامت .
[ سوره القصص ( 28 ) : آيه 60 ]
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى أَ فَلا تَعْقِلُونَ ( 60 )
و آنچه نزد خداوند است از نعم آخرت بهتر و باقى تر است آيا پس از اين تعقل نميكنيد ؟
غرض الهى از خلقت بشر همان نعم و فيوضات اخرويست كه در خبر از امير المؤمنين است كه ميفرمايد
« خلقتم للبقاء لا للفناء »
و آمدن بشر در دنيا براى تحصيل قابليت است