است به كسانى كه قبول هدايت ميكنند .
در باب هدايت دو شرط لازم است اول هادى بايد تام الفاعليه باشد در هدايت كردن دوم مهتدى بايد تام القابليه باشد در قبول هدايت . خداوند متعال اسباب هدايت بشر را بلكه جن و انس را از هر جهت تمام فرمود چه اسباب تكوينى اعطاء عقل كه مميز بين حسن و قبح و خير و شر و نفع و ضرر و سعادت و شقاوت باشد و چه اسباب تشريعى از ارسال رسل و انزال كتب و جعل احكام و بيان مواعظ و نصايح و نصب خلفاء و ائمه و جعل علماء و مبينين احكام و اعطاء توفيق و غير اينها لكن شرط دوم كه قابليت محل باشد غالبا مفقود است زيرا زمين قلب كه سياه باشد و قساوت گرفته باشد و عناد و عصبيت و تسلط شيطان و متابعت هواى نفس و حب دنيا و جاه زمين قلب را از قابليت مياندازد چشم قلب كه كور باشد حق و باطل را تميز ندهد سحر را با معجزه فرق نگذارد گوش قلب كر باشد پنبه غفلت و خودخواهى او را پر كرده باشد زبان قلب كه لال باشد اقرار به حق نكند قابل هدايت نيست .
بر سيه دل چه سود خواندن وعظ * نرود ميخ آهنين بر سنگ
لذا ميفرمايد :
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ
زيرا پيغمبر رءوف و مهربان بود دوست ميداشت تمام اهل عالم هدايت شوند ولى :
وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ
كسانى كه قابليت آنها تام القابليت باشد .
وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
او از قلوب آنها با خبر است .
[ سوره القصص ( 28 ) : آيه 57 ]
وَ قالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبى إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنَّا وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 57 )
و گفتند اگر متابعت كنيم ما هدايت را با شما ما را بيرون ميكنند و خارج ميكنند از زمين ما آيا ما آنها را تمكن نداديم در حرم امن الهى مكه معظمه كه احدى نتواند اذيتى كند به آنها و از اطراف ثمرات هر چيزى را بسوى حرم بيايد روزى از طرف ما و