تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
نهادند زيرا با بيانات روشن و مواعظ كافيه دعوت مىفرمود و طائفه شعيب بسيار محترم بودند كه همين اهل مدين به او گفتند
وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ
( هود آيه 91 ) حضرت موسى
وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ
مشاهده كرد جمعيت زيادى با مواشى زيادى آمده‌اند بر سر چاهى آب مكشند و مواشى خود را آب ميدهند كه :
وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ
از براى امة اطلاقاتيست امة انبياء امم ماضيه كسانى كه پيغمبرى بر آنها نازل شده و امت پيغمبر اسلام مسلمين الى يوم القيمه و بر حضرت ابراهيم هم اطلاق شده كه ميفرمايد
أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ
( نحل آيه 120 ) و بر جمعيت زيادى هم اطلاق شده مثل همين آيه .
وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُكُما قالَتا لا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبِيرٌ
و يافت موسى از غير آنها كه سقايت ميكردند دو نفر زن را كه ممنوع شده بودند از سقايت مواشى خود گفت شما دو نفر چه مقصد و منظورى داريد گفتند ما سقايت نميكنيم تا اين جماعت مواشى خود را سقايت نكنند و نروند و حال آنكه پدر ما پير مرد سال خورده‌ئيست : اين دو زن دو دختران حضرت شعيب بودند و چون اين جماعت ايمان بشعيب نياورده بودند اعتنايى بدختران او نداشتند و آنها را راه نميدادند براى سقايت مواشى آنها تا موقعى كه آنها بروند و كسى از آنها باقى نماند اينها بروند مشاهده كنيد كه حضرت شعيب چه اندازه غريب بوده ميانه اينها كه يك نفر مرد نداشته كه روانه كند براى سقايت مواشى فقط اين دو دختر بايد بروند سقايت كنند . تنبيه : اهل مدين كافر بودند و ايمان بشعيب نياورده بودند لكن مع ذلك بدختران شعيب اذيت و آزارى نميرسانيدند فقط براى سقايت مواشى آنها را راه نميدادند تا خود فارغ نشوند امان از امتى كه ميگفتند ما مسلمانيم و پيغمبر اسلام را معترفيم و خود را خليفه اين پيغمبر ميدانيم فقط پيغمبر يك دختر بيش نداشت با او چه كردند تخته در بپهلويش زدند استخوان