خود اتخاذ ميكنيم و چون در دستگاه خود ماهاست براى ما استفاده دارد .
عَسى أَنْ يَنْفَعَنا
از او بهره بردارى ميكنيم .
أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً
اولاد خود قرار ميدهيم و او را وليعهد خود قرار ميدهيم فرعون صرف نظر كرد از قتل او .
وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
كه اين نه براى فرعون نفعى دارد و نه اولاد فرعون مىشود مثل كسانى كه اولاد پيدا نميكنند بچه سر راهى برميدارند و احكام اولاد بر او بار ميكنند ميفرمايد
وَ ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ
الى ان قال
ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آباءَهُمْ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ
( احزاب آيه 4 و 5 ) .
[ سوره القصص ( 28 ) : آيه 10 ]
وَ أَصْبَحَ فُؤادُ أُمِّ مُوسى فارِغاً إِنْ كادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْ لا أَنْ رَبَطْنا عَلى قَلْبِها لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ( 10 )
و صبح كرد قلب مادر موسى فارغا از فكر موسى بيرون نميرفت اگر قلب او را محكم نكرده بوديم بوعده خود هر آينه نزديك بود كه ظاهر كند كه موسى بچه من است يا بناله يا امهاه يا تفتيش از حال موسى زيرا وعده الهى قلب او را محكم كرد و چشم به راه بود كه بچه كى به او برميگردد و در چه حالى برميگردد .
تنبيه : بغتة بنظرم آمد حال رباب مادر على اصغر موقعى كه ابى عبد اللَّه او را برد بميدان اين مادر چشم به راه بود كه آيا ابى عبد اللَّه بچه را سيراب برميگرداند يا تشنه بر ميگردد ولى گمان نميكرد كه اين بچه را با گلوى دريده برميگرداند دارد عصر عاشورا چون ديدند دو بچه از تشنگى هلاك شدند و نميشود اينها را به اين حالت عطش برد براى كوفه دستور داد آب دادند ناگاه ميان زنها حال رباب پريشان شد و صداى ناله او بلند شد عليا عليه زينب در مقام تسليت بر آمد عرض كرد پس از آنكه آب آشاميدم ديدم پستانهايم پر از شير شد .
وَ أَصْبَحَ فُؤادُ أُمِّ مُوسى
در خبر است از حضرت صادق ( ع ) كه فرمود سه روز گذشت و خبرى از موسى نرسيد نميدانست فرزندش در كجا است و در چه حالت است آيا هنوز روى درياست