تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
( قالوا ) در مقام مشورت . (
نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ )
قوه و قدرت و عده و عده ما بسيار است . (
وَ أُولُوا بَأْسٍ شَدِيدٍ )
تمام شجاع و دلير و جنگى هستيم ولى مأمور بامر تو هستيم هر نحوى كه صلاح ميدانى دستور ده اطاعت ميكنيم . (
وَ الْأَمْرُ إِلَيْكِ )
تو سلطانى ما رعيت اختيار مملكت بدست تو است . (
فَانْظُرِي )
پس نظر بده و دستور . (
ما ذا تَأْمُرِينَ )
هر نحوى كه امر ميكنى . اينها تصور كردند كه سليمان يك سلطانيست كه يك قسمت زمين مملكت او است و بلقيس هم يك سلطان يك قسمت در تصرف او است دو دولت هستند و البته اين دو دولت يكى از سه امر را ناچارند يا بهم بريزند و با هم جنگ كنند تا كه غالب شود و كه مغلوب مثل جنگ عرب با اسرائيل يا با هم دوستى و صلح داشته باشند و روابط بين آنها برقرار باشد واردات ، خارجات و رفت و آمد و معاشرت و مرا و ده بين آنها برقرار باشد يا كارى به كار يكديگر نداشته باشند هر كدام مشغول مملكت خود باشد ولى غافل از اينكه حضرت سليمان پيغمبر است و دعوت بدين حق مىكند با اينكه مشاهده اين معجزه را هم كردند كه يك طير هدهد نامه بمنقار خود از مملكت سليمان بياورد و در دامن بلقيس بيندازد و در نامه بسم اللَّه و دعوت باسلام نمايد كه دست از شرك و آفتاب پرستى برداريد و خداپرست شويد و ايمان بياوريد .

[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 34 ]

قالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ ( 34 ) گفت بلقيس كه سلاطين موقعى كه حمله كنند بر شهرستانى و مملكتى فساد زيادى رخ ميدهد و مملكت را آشوب ميكنند و اهل مملكت را ذليل ميكنند و عزت آنها را از بين مىبرند . تا اينجا كلام بلقيس است با اصحابش و خداوند هم تصديق او را ميفرمايد كه چنين ميكنند بلقيس نظر به اينكه ديد كه او با سليمان طرف نيست سليمان طرف شده بايد يك نقشه كشيد كه قشون سليمان اصلا به طرف اينها نيايند زيرا اگر آمدند از دو حال خارج نيست يا بايد تسليم