تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ
( شورى آيه 38 ) حتى به پيغمبر اكرم امر شد كه در موضوع جهاد با اصحاب مشورت كند براى استمالت آن ها و كشف باطن آنها كه قلبا حاضرند يا نيستند فرمود
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
( آل عمران آيه 53 ) لكن جاى مشورت جائيست كه عقل حكم بحسن و قبح آن نكند و درك نكند و جائيست كه شرع حكم بوجوب يا حرمت آن نداشته باشد و الا متابعت عقل حسن و اطاعت شرع واجب و مخالفت عقل قبيح و عصيان شرع عقاب دارد مثل اينكه سارقين مشورت كنند كه كجا بروند براى سرقت يا ظالمين براى ظلم يا فاسقين كدام سينما برويم از كدام مغازه شراب بگيريم كدام دسته مطرب را دعوت كنيم كدام فاحشه را نزديكى كنيم و امثال اينها مثل همين مشاورت بلقيس زيرا اطاعت انبياء و ايمان و تسليم اوامر آنها به حكم عقل مستقل لازم است جاى مشاورت نيست مثل مشاورت فرعون
قالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ
- الى قوله -
فَما ذا تَأْمُرُونَ
( شعراء آيه 33 و 34 ) . گذشت شرحش و مثل مشاورت يزيد در قتل زين العابدين و مثل ارجاع عمر امر خلافت را بشورى كه شش نفر را معين كرد و نقشه كشيد براى عثمان با اينكه امر خلافت مثل امر نبوت است بايد از جانب خدا تعيين شود مثل اينست كه مشورت كنيم كى پيغمبر باشد يا چه نحوه نماز بگذاريم كه گفت متكتفا نماز كنيد يا گفتند بعد از حمد آمين بگوئيد و امثال اينها .

[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 33 ]

قالُوا نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَ أُولُوا بَأْسٍ شَدِيدٍ وَ الْأَمْرُ إِلَيْكِ فَانْظُرِي ما ذا تَأْمُرِينَ ( 33 ) گفتند ملاء ما صاحب قوت و صاحب بأس شديد هستيم ولى امر امر تو است بگويى جنگ كنيم آماده هستيم بگويى صلح كنيم حاضر هستيم پس آنچه نظريه تو است چه نحو عمل ميكنيم در هر صورت اختيار با سلطان است . گفتند كه ملأ كه طرف مشورت او بودند سيصد و دوازده بودند و هر كدام هزار سوار جنگى با اسلحه تمام در تحت رايت آنها بود و اينها قشون جنگى بودند غير از افراد ملت است لذا :
اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 136 | السيد عبد الحسين الطيب