(
وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ )
عمل صالحى كه موجب رضاى الهى باشد هر عبادتى كه جميع شرائط قبول را دارا باشد موجب رضاى الهى مىشود و صاحب نفس مطمئنه باشد كه ميفرمايد :
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
( فجر آيه 28 ) .
(
وَ أَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ )
گفتند مراد انبياء بودند لكن مسلما حضرت سليمان داخل انبياء بود اين دعا بعد از مقام نبوت است و ميتوان گفت منظورش حشر با محمد و آل باشد صلى اللَّه عليهم .
[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 20 ]
وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ ( 20 )
و مفقود شد طير پيدا نبود پس فرمود سليمان چه سبب شده كه من نميبينم هدهد را با آنكه غيبت كرده و مخالفت نموده و رفته است .
از اين جمله استفاده مىشود كه از انواع حيوانات پرندگان يك فرد را مقرر فرموده بود كه در حضور باشد گفتند طيور مأمور بودند كه بالها را باز كنند پهلوى يكديگر و سايه بيندازند بر بساط سليمان كه آفتاب نتابد بر بساط جاى هدهد خالى بود آفتاب افتاد در دامن سليمان سر بلند كرد ديد هدهد جاى او خاليست و اين امر غريبيست زيرا طيور اگر بالهاى خود باز كنند در هوا پرواز ميكنند نميتوانند مكث كنند و اگر برهم گذارند بايد روى زمين باشند مگر بنحو اعجاز باشد و در آيه دلالت بر اين معنى ندارد ممكن است بگوئيم كه طيور هم مثل ساير حيوانات جنود سليمان بايد در حضور باشند چنانچه جن و انس حاضر بودند و هر كدام مأمور بامرى بودند مخصوصا هدهد براى پيدا كردن آب كه ميبيند آب را در زير زمين و در خبر است كه ابو حنيفه از حضرت صادق ( ع ) پرسيد چه نحو هدهد از زير زمين آب را مشاهده مىكند حضرت فرمودند مثل اينكه شما روغن را از داخل شيشه ميبينيد زمين بمنزله شيشه است در نظر هدهد بارى سليمان فرمود موقعى كه :
(
وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ )
كه نديد هدهد را در معسكر خود در محل مقرر خود .