نحوه باشد .
ديگر پس از توبه آيا شهادتش در امور قبول مىشود همين نحوى كه فسق او بر طرف مىشود باصطلاح استثناء بهر دو جمله مىخورد يا به جملهء اخيره اما توبه گفتند بعضى به اين است كه تكذيب اين نسبتى كه داده كند على رؤس الاشهاد و رفع اين تهمت را بكند لكن اين معنى ندارد زيرا اگر واقعا بينه و بين اللَّه صادق بوده و لو معصيت كرده و بدون چهار شاهد قذف كرده چگونه ميتواند تكذيب خود كند كه اين تكذيب خود يك كذب است كه گناه كبيره است .
بعضى گفتند توبه او پشيمانيست از اينكه قذف كرده و تحقيق كلام اينست كه اگر بينه و بين اللَّه كذب گفته و بى جا نسبت داده تكذيب خود كند و اگر واقعا صادق بوده توبه از قذف كند كه چرا پرده پاره كرده مثل غيبت كه راست ميگويد ولى نبايد بازگو كند و غيبت كند بلكه جنبه حق الناس هم دارد و اما استثناء بعضى گفتند و لو توبه كند ديگر شهادتش قبول نميشود بواسطهء كلمه ابدا كه در مستثنى منه بوده و لكن استثناء شامل اين جمله هم مىشود و عدم قبول شهادت براى فسق او است و ارتكاب معصيت كبيره پس از توبه رفع مىشود .
لذا ميفرمايد :
(
إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ
) بعد القذف چه اجراء حد بر او بشود يا نشود بلكه از علائم توبه تمكين از اجراء حد است .
(
وَ أَصْلَحُوا
) كه ديگر مرتكب اين نوع نسبتها نشود بلكه از كليه معاصى كبيره اجتناب كند .
(
فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ
) ميآمرزد و (
رَحِيمٌ
) مورد عنايات خود هم قرار ميدهد .