قضيهء آخرى در مورد مرجانه موقعى كه عبيد اللَّه را آورد چهل نفر مدعى شدند كه عبيد اللَّه فرزند من است چون نزد مرجانه رفته بودند بالاخره اصلاح كردند كه قيّاف ( قيافه شناس ) بياورند تشخيص دهند كه شباهت بكدام يك دارد آمدند گفتند به هيچ كدام شما شباهت ندارد فقط ابهام پاى او شبيه ابهام پاى زياد است لذا زياد او را برد و گفتند ابن زياد .
( امر دوم ) اينكه صريح اخبار است كه اين حكم قبل از توبه و بعد از اجراء حد است پس اگر تائب شدند ديگر مانعى ندارد .
( امر سوم ) تزويج مسلم با مشرك جايز نيست نه زن مشركه ميتوان گرفت و نه زن بمشرك ميتوان داد .
( امر چهارم ) اين جمله نسخ نشده چون صريح اخبار است كه ائمه عليهم السلام فرمودند .
( و الناس اليوم بتلك المنزلة فمن اقيم عليه حد زنا او شهر به لم ينبغ لاحد ان يناكحه حتى يعرف منه التوبة ) .
( امر پنجم ) اين جمله مفادش نهى تنزيه است نه تحريم بلكه محروميت است مثل آيهء شريفه .
(
وَ نادى أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِينَ
اعراف آيهء 48 ) .
پس مفاد آيه اينست كه مؤمنين همين نحوى كه زن مشركه نمىگيرند زنى كه مشهوره بزنا است يا محدود به حد است اشمئزاز دارند او را اختيار كنند زيرا اعتبار ندارد كه باز زنا دهد مگر آنكه توبه كند چنانچه صريح اخبار است و همچنين زن مؤمنه هم حاضر نمىشود كه شوهرش هر شب پهلوى يك زن زانيه برود اين زنهاى زانيه و مردان زانى باك ندارند كه با مشرك يا زانى زنا دهند يا زنا كنند پس مفاد آيه واضح شد .