تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
(
لَعَلَّهُمْ
) : لعلّ ترجى است كه مقطوع الوصول يا مظنون الوصول است يا بمعنى بايد است و ينبغى است مثل :
« فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى »
طه آيهء 46 . (
إِلَيْهِ
) : بعضى گفتند : مرجع ضمير اليه ابراهيم است . لكن ظاهر اينكه مرجع كبيرا است كه اينها پس از مراجعه از عيد چون تمام قبائل بودند به آن خداى بزرگ (
يَرْجِعُونَ
) .

[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيه 59 ]

قالُوا مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ ( 59 ) گفتند مشركين : كى چنين عمل نموده به خدايان ما محققا او از ظلم كننده‌گان است . (
قالُوا
) جمله در تقدير است يعنى پس از آنكه مراجعت كردند و رفتند در بتخانه و مشاهده كردند كه چه بر سر بتهاى آنها آمده گفتند به يكديگر اين از آن مىپرسيد او از ديگرى . (
مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا
) : واقعا حماقت و خريت تا چه پايه است اگر اينها الهه هستند كى را قدرت كه نسبت به آنها كوچكترين المى وارد كند . همين فعل ابراهيم خود يك دليل حسّى وجدانى است كه اينها يك جمادى بيش نيستند كه بدست يك نفر ريز ريز مىشوند إله آن كسى است كه به آتش بفرمايد : برد و سلامت شو ، و به كارد بفرمايد : نبر نتوانند تخلف كنند . (
إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ
) : آن هم چه ظلمى كه از ظلم به نفس ، و ظلم به غير ، و ظلم در دين بالاتر است ظلم به آلهه . خاك بر سر آنها كه آلههء خود را مظلوم و گرفتار دست ظالم مىدانند حتى ميتوان گفت كه اين عمل ابراهيم مهم‌تر از عمل پيغمبر صلّى اللَّه عليه و سلم و امير المؤمنين عليه السلام بود . زيرا آنها پس از فتح مكه و مقهوريت