پس از اين تجاوز كردند و گفتند : خوابهاى پريشان است نظر به اينكه خواب ديدن دو قسم است : رحمانى كه ملائكه در قلب وارد مىكند كه الهام ملكى گويند مثل خواب ابراهيم و يوسف و امثال آنها . و يك قسم شيطانى است كه شيطان وسوسه مىكند و تعبير ندارد چنانچه به ملك مصر گفتند :
« أَضْغاثُ أَحْلامٍ وَ ما نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلامِ بِعالِمِينَ »
يوسف ، آيهء 44 .
العياذ باللّه قرآن را خوابهاى شيطانى گفتند ، و اين كلام با كلام قبل كه سحر شمردند كمال مضادّه دارد .
(
بَلِ افْتَراهُ
) : دعوى سوم كه : اين قرآن بافتههاى خود پيغمبر است نسبت به خدا مىدهد ، اين هم با آن دو مضادّ است .
(
بَلْ هُوَ شاعِرٌ
) : ظاهرا مراد آنها از اين نسبت بيهوده گو است .
العياذ باللّه قرآن مجيد را مزخرفات و بيهوده شمردند . و تمام اين دعاوى با هم تنافى و تخالف دارد و متفاوت است ، و اينها را دو نحو ميتوان حمل كرد .
يكى دستههاى مشركين بعضى گفتند سحر ، بعضى خواب پريشان ، بعضى افتراء ، بعضى بيهودهگويى . و ممكن است حمل بر اوقات و ازمنه كرد كه يك روز اين ، و يك روز آن .
و بالجمله همه گونه نسبت ناروايى به حضرتش دادند ، پس از اين نسبتها دليل بر دعوى خود اقامه كردند گفتند :
(
فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ
) : ممكن است مراد آنها آيات اقتراحيّهء خود آنها باشد چنانچه گذشت در سورهء بنى اسرائيل آيهء 92 - 95 ، و ممكن است مراد مثل ناقهء صالح و عصاى موسى ، و ملك سليمان و امثال اينها باشد ، و ممكن است مراد آيات مهلكه مثل آب نوح ، و باد هود ، و صيحهء صالح و خسف لوط ، و غرق فرعونيان و نحو اينها باشد و به تمام اينها در آيهء شريفه اشاره دارد .