اطهار عليهم السلام و حضرت قائم ( عج ) فرجه است ، و ما پس از بيان چند مقدّمه آنچه به نظر ميرسد بيان ميكنيم و اللَّه العالم .
( 1 ) انبياء و اوصياء كلا شرط اوّلى آنها عصمت است هم از معاصى در تمام عمر و هم از خطا و نسيان و سهو و شك و نحو اينها .
( 2 ) لفظ نسى دليل بر نسيان بمعنى فراموشى نيست در قرآن نسبت نسيان را بذات مقدّس خود هم داده در آيهء شريفه در همين سوره آيهء 123 - 126 (
وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي
الى قوله
وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى
) .
( 3 ) آيهء شريفه (
وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ
) آل عمران آيهء 76 شرحش در مجلّد سيّم صفحهء 266 بيان شده مراجعه فرمائيد پس از اين مقدمات مىگوييم :
(
وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ
) راجع بشجرهء منهيّه نيست ، زيرا نهى از شجره نه تحريمى بود و نه تنزيهى نه فعل حرامى مرتكب شدند و نه مكروهى ، بلكه ارشادى بود و اعمال مولويّة در او نشده بود فقط ظلم به خود كردهايد كه ميفرمايد : (
فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ
) كه از بقاء در جنت محروم شدهايد و راجع باغواى شيطان هم نيست ، زيرا شيطان قسم ياد كرد كه من محض نصيحت ارشاد مى كنم (
وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ
) و راجع بخروج از جنت هم نيست ، زيرا اكل شجره به قصد خلود در جنّت بوده كه شيطان گفت (
أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ
) بلكه راجع به همان اخذ ميثاقست آدم هم ايمان به حضرت رسالت داشت لكن در نصرت او اقرار نكرد و انكار هم نكرد و نصرت انبياء در زمان ظهور حضرت بقية اللَّه است كه رجعت كنند به دنيا و در كابش نصرت دين محمّدى صلّى اللَّه عليه و سلم كنند ، و بعيد نيست كه عدم اقرار آدم هم از اين جهت بوده كه بسيار محزون بود از خروج بهشت متأثر بود كه بعد از رجعت به دنيا باز طول كشد زندگانى و گرفتار زخارف