قدرت . علم پس مادامى كه علم ندارند عقوبت ندارند انذار معنى ندارد .
( جواب ) در مذهب شيعه مسلم است كه اوامر و نواهى الهى تابع حكم و مصالح و مفاسد است البته افعال عباد يك فوائد و مضرّاتى دارد ذاتا كه بواسطهء آنها امر و نهى ميفرمايد و انبياء آمدند كه بندگان را آگاه كنند كه آنچه براى آنها نفع دارد و بعقل درك نميشود بجا آورند كه معناى بشير است ، و آنچه ضرر و مفسده دارد ترك كنند كه معناى نذير است و عالم و جاهل در احكام مشترك هستند بر عالم واجبست عمل و بر جاهل واجبست تحصيل علم و بر خداوند بمقتضاى حكمت لازم است اعطاء عقل كه رسول باطنيست و ارسال رسول كه عقل خارجيست ، بلى بعد از فحص اگر دست نيامد حكم هست لكن منجّز نيست ، لذا گفتند علم شرط تنجز است و قدرت شرط حسن الخطاب است بعاجز نميشود خطاب كرد و قبيح است و بلوغ و عقل شرط اصل تكليف است .
[ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 90 ]
كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ ( 90 )
چنانچه نازل كردم بر قسمت كنندگان يا اشاره بقسمت كنندگان بين كتب آسمانى كه ميفرمايد :
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا نُؤْمِنُ بِما أُنْزِلَ عَلَيْنا وَ يَكْفُرُونَ بِما وَراءَهُ
. الاية بقره آيه 85 يا اشاره بقسمت كنندگان بين آيات و احكام است ، چنانچه ميفرمايد :
أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ
الاية بقره آيه 79 .
[ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 91 ]
الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ ( 91 )
مقتسمين كسانى هستند كه قرآن را تجزيه و تفريق و از هم جدا كردند كه بعض آن را گرفتند و بعض آن را رها كردند .
( تنبيه ) ممكن است ، بلكه بعيد نيست بلكه ميتوان گفت كه ظاهر اين دو آية شريفه راجع بمخالفين باشد كه تصرف در آيات قرآنى كردند .