خرابى منازل خود و از فناء و زوال و ضعف و ناتوانى و نزول بليّات و عقوبات غافل از اينكه .
[ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 83 ]
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ ( 83 )
پس گرفت آنها را صيحه و صداي آسمانى كه يك مرتبه در حال صبح تمام هلاك شده بودند كه گفتند جبرئيل بصداى بلندى عظيم و نداى شديد و صوت بر آنها زد كه مفاد
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ
چنانچه بر قوم لوط و قوم شعيب متوجّه شد ( مصبحين ) همان اوّل صبح تماما هلاك شده بودند فقط صالح و مؤمنين نجات پيدا كردند ، چنانچه ميفرمايد :
فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا صالِحاً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ مِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ وَ أَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ
هود آيه 69 و 70 .
[ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 84 ]
فَما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ ( 84 )
پس بىنياز نكرد از آنها آنچه را كه بودند كسب ميكردند و بدست ميآوردند
فَما أَغْنى عَنْهُمْ
از براى غنى دو معنى كردند يكى سلب احتياج و بىنيازى در نصاب ميگويد :
( چون غنى دان بىنيازى ور بمدّ خوانى سرور ) و از اين جهت صفت غنى را از صفات سلبيّه شمردند و گفتند : ( نه مركّب بود و جسم نه جوهر نه عرض بىشريك است و معانى تو غنى دان خالق ) دوم دارايى در جاى ديگر ميگويد :
( غني مال داراست و مسكين گدا ) و از اين جهت غنى را از صفات ثبوتيه ذاتيّه حقيقيّة صرفه شمردند و تحقيق كلام آنكه بمعنى دوم است و لازمه دارايى سلب احتياج است ، چنانچه لازمه قدرت سلب عجز است ، و لازمه علم سلب جهل و در اين آيه شريفه اشاره بهر دو لازم و ملزوم فرموده :
فَما أَغْنى عَنْهُمْ
جلوگيرى و دفع عذاب و بلاء نكرد از ثمود قوم صالح
ما كانُوا يَكْسِبُونَ
از تحصيل قدرت و قوت و ثروت