تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
صفات اختصاص بكفّار ندارد هر كه داراى آنها باشد در حكم كفّار محسوب مىشود از مخالفين و معاندين و ضالّين و مضلّين و امثال اينها .

[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 102 ]

أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ نُزُلاً ( 102 ) آيا پس از اين همه ادلّه و براهين و معجزات انبياء گمان ميكنند كسانى كه كافر شدند بگيرند بنده‌گان مرا اولياء خود از غير من محقّقا ما مهيّا كرده‌ايم جهنم را از براى كافرين كه منزلگاه آنها باشد و در آن نازل شوند
أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا
ادلّهء توحيد بجميع مراتب از توحيد ذاتى صفاتى افعالى عبادى نظرى آن قدر زياد است كه از ابده بديهيّات بشمار ميرود چنانچه گفتند ( دل هر ذرّه را كه بشكافى وحده لا شريك له گويد ) مع ذلك دستگاه شرك بسيار وسعت پيدا كرده مسيحيها قائل بتثليث شدند جماعتى از مشركين عبده ملائكه شدند جماعتى عبده انبياء شدند باغواى شيطان صورت انبياء را ميگذاردند و به آنها سجده ميكردند گبرها قائل به يزدان و اهرمن شدند خالق خيرات و شرور بسيارى از اهل سنت و جماعت قائل بصفات زائده شدند عرفاء صوفيّه گفتند صورت مرشد را بايد در نظر گرفت جمعى از شيعه در حق امير المؤمنين و ائمه طاهرين مقام الوهيت قائل شدند حتى در اخبار دارد كه فرمود ادنى الشرك ان تقول للحصات نواتا يعنى يك چيزى در دين تغيير دهد حرامى را حلال داند و واجبيرا حرام شمارد
أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي
كسانى كه سر تا پا احتياج به خدا دارند و طوق بنده‌گى را بر گردن انداختند من دونى غير از پروردگار خود آنها را اولياء و توجّه به آنها بلى واسطه قرار دادن و شفاعت در پيشگاه الهى مربوط بشرك نيست
إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ
دليل بر اينكه بهشت و جهنّم قبلا خلق شد و تهيّه شده است بهشت بر اهل ايمان و تقوى و عمل صالح و جهنّم
لِلْكافِرِينَ نُزُلًا
بجميع اقسام كفر و كسانى كه در حكم كفر هستند .