[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 56 ]
وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ يُجادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَ اتَّخَذُوا آياتِي وَ ما أُنْذِرُوا هُزُواً ( 56 )
و ما نفرستاديم پيغمبران را مگر به اينكه بشارت دهند اهل ايمان و تقوى و اعمال صالحه را ببهشت و سعادت و بترسانند اهل شرك و كفر و فسق و فجور و ضلالت را از آتش جهنم و مجادله مىكنند كسانى كه كافر شدند بباطل خود كه حق را پايمال كنند و از بين ببرند و آيات ما را گرفتند سخريّه و استهزاء و آنچه را كه ما آنها را انذار كرده بوديم
وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ
از آدم سر حلقهء انبياء تا خاتم سيّد اصفياء تمام آنها به دو امر مأمور بودند
إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ
در فقه علماء شيعه متعرّض شدند كه احكام شرعيّه تابع حكم و مصالح است بخلاف اكثر اهل سنت و جماعت و يك اختلاف مختصرى هم در ميانه علماء هست كه آيا مصلحت در مأمور به است يا در امر و حق اول است بلكه جميع افعال الهى تابع حكم و مصالح است كه معناى عدل است و لذا مىگوئيم خداوند حكيم است عالم بجميع حكم و مصالح است و عادل است ظلم نمىكند فعل لغو از او صادر نمىشود كار قبيح از ساحت قدس او دور است بخلاف اشاعره كه منكر حسن و قبح هستند و اين مصالح اگر ملزمه باشد امر ايجابى ميفرمايد و اگر غير ملزمه باشد امر استحبابى و اگر مفسده ملزمه دارد نهى الزامى و غير ملزمه نهى تنزيهى و اگر مصلحة و مفسده ندارد يا مساويست اباحه و اين مصالح و مفاسد راجع ببندگانست .
لذا انبياء مأمورند كه بندگان را آگاه كنند امورى كه براى آنها مصلحت دنيوى و اخروى دارد امر كنند و فوايد و نتايج آنها را گوشزد بندهگان و امّت كنند و اين معناى مبشّر است و امورى كه مفسده دنيوى و اخروى دارد نهى كنند و اين معناى منذر است چه امور قلبيه عقايد حقه و باطله و چه امور نفسانيه اخلاق حميده و رذيله و چه امور جوارحيه احكام شرعيه
وَ يُجادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْباطِلِ
مطالب باطله خود را جلوه مىدهند و به صورت حق نشان مىدهند و قلوب جهال را جلب مىكنند .