إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ
كه اختلاف داشتند در امر معاد يا در امر اصحاب كهف كه مرده بودند زنده شدند يا خواب بودند بيدار شدند هر كدام باشد دليل بر معاد هست كسانى كه گفتند آنها مرده هستند
فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً
مقبره بنا كنند درب غار كه بروند به زيارت آنها
رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ
جمله مستقله است نه مقول قول آنها كه خداوند داناتر است به حال آنها كه مردهاند پس زنده مىشوند يا خواب هستند سپس بيدار مىشوند .
قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ
مؤمنين كسانى كه درك كردند كه آنها زنده هستند و در حفظ الهى محفوظ هستند گفتند
لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً
كه بتوانند بوظائف عبادى خود عمل كنند و انجام دهند .
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 22 ]
سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَيْبِ وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ قَلِيلٌ فَلا تُمارِ فِيهِمْ إِلاَّ مِراءً ظاهِراً وَ لا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً ( 22 )
زود باشد كه بگويند جماعتى از اهل كتاب كه اصحاب كهف سه نفر بودند و چهارمى آنها سگ آنها بود و جماعت ديگرى مىگويند پنج نفر بودند و ششمى آنها سگ آنها بود لكن بدون مدرك و حجت فقط توهم و خيالست و جماعت ديگر ميگويند هفت نفر بودند و هشتمى آنها سگ آنها بود بفرما به آنها كه پروردگار من داناتر است بعدّه آنها كسى اطلاع به آنها و علم بخصوصيات آنها ندارد مگر قليلى از مؤمنين پس مجادله نكن با اينها در امر اصحاب كهف مگر با دليل روشن واضح و نپرس و استفتاء مفرما در امر اصحاب كهف از اهل كتاب احدى را بايد آنچه وحى از جانب حق برسد قبول كرد .
سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ
گفتند نصاراى نجران موقعى كه شرفياب حضور حضرت رسالت شدند صحبت اصحاب كهف پيش آمد بعض آنها گفتند سه نفر بودند و چهارمى آنها كلب آنها بود و بعض ديگر
وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ