تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
ايمان آورد پس از ايمان كافر شد در احكام مشترك است جز در قتل كه او را بايد حبس كنند تا آنكه در حبس بميرد يا توبه كند و نجات يابد و اين جمله مفاد
مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ
است . جمله دوم راجع بتقيه است كه اگر كسى گرفتار كفار يا مخالفين شد و جان و مال و عرض آن در خطر است بايد به زبان اظهار كفر يا سنىگرى كند و حفظ جان و مال و عرض خود كند ولى قلبا مطمئن بايمان باشد مثل عمار كه با پدر و مادرش گرفتار كفار شدند و گفتند بايد از پيغمبر بيزارى بجوئيد پدر و مادرش اباء كردند آنها را كشتند عمار بيزارى اظهار كرد و نجات پيدا كرد كه مفاد (
إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ )
است و در اخبار بسيار تمسك به همين جمله كردند براى صحت فعل عمار حتى در بعضى اخبار اشاره دارد كه چرا ميثم تبرى از امير المؤمنين نكرد و خود را در معرض قتل در آورد مثل عمار نكرد حتى در بعض اخبار اين حديث منسوب بامير المؤمنين را تكذيب كردند كه فرموده باشد : ( ان دعيتم الى سبّى فسبّونى و ان دعيتم الى البراءة منّى فلا تبرؤا منّى ) . بلكه فرموده : ( و ان دعيتم الى البراءة منّى فانّى على دين محمّد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم ) . چنانچه عمار اظهار برائت از رسول اللَّه نمود و اخبار در باب تقيه بسيار است چنانچه ميفرمايد : ( التقية دينى و دين آبائى ) . حتى گفتند حضرت صادق عليه السّلام در مقابل منصور فرمود : ( السلام عليك يا امير المؤمنين ) و لو در نيّت و قصدش حضرت على عليه السّلام بوده . حتى دارد شخصى خدمت حضرت صادق در حضور اصحاب آن حضرت عرض كرد ( ما تقول في شيخين ) . حضرت فرمود : ( هما امامان عادلان قاسطان كانا على الحق و مضيا عليه عليهما رحمة اللَّه ) . پس از رفتن آن شخص اصحاب عرض كردند همچه عقيده‌اى خود اهل تسنن در حق شيخين ندارند .