تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
ميشد لكن چون ميدانست يوسف زنده است اما نميدانست در چه حالى هست آيا در چنگال چه ظالمى گرفتار است و انتظار داشت كه به او برميگردد بتوسط وحى الهى و چشم به راه بود و مبتلى بفراق از اين جهت
وَ قالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ
تأسّف از اينكه يوسف از نزد او رفته و هيچگونه خبرى از او پيدا نكرده و مدت فراق سر نيامده .
وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ
آن قدر گريه كرد تا چشمش نابينا شد و سفيد شد مخصوصا كسى كه حزن و اندوه خود را در دل بگذارد و با كسى درد دل نگويد لذا ائمه عليهم السّلام چون حزن آنها شدّت ميكرد ميآمدند سر روضه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با آن حضرت درد دل ميكردند چنانچه صديقه طاهره سلام اللَّه عليها چنين ميكرد و امير المؤمنين عليه السّلام پس از دفن فاطمه متوجه شد بمرقد حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و درد دل نمود و عليا عليه زينب سلام اللَّه عليها صبح يازدهم با جدّش پيغمبر درد دل كرد و در بازار كوفه با سر مطهر برادرش و بسا ميامدند قبرستان با مرده‌ها و دارد امير المؤمنين عليه السّلام سر در چاه ميكرد و درد دل مينمود اگر حضرت يعقوب [ ع ] همچنين كرده بود چشمش نابينا نميشد .
فَهُوَ كَظِيمٌ
كظم غيظ ميكرد و در دل ميگذاشت و باصطلاح خون مىخورد كه بسا موجب دق مىشود و انسان هلاك ميگردد چنانچه همين معنى را بيعقوب گفتند .

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 85 ]

قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكِينَ ( 85 ) گفتند پسران يعقوب بپدرشان يعقوب به خدا قسم تو هميشه ياد يوسف ميكنى تا آنكه مريض شوى و ناتوان يا آنكه تلف شوى و از بين روى .
قالُوا تَاللَّهِ
صيغه قسم است و آن سه قسم است و اللّه باللّه تاللّه و در باب ترافع
اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 257 | السيد عبد الحسين الطيب