[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 33 ]
قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَ إِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ مِنَ الْجاهِلِينَ ( 33 )
گفت يوسف پروردگارا زندان را بيشتر دوست دارم از آنچه زنهاى مصرى مرا دعوت ميكنند به او و اگر تو بر طرف نكنى از من كيد آنها را اصابه ميكنم بسوى آنها و ميباشم از نادانان .
اشكال - شما شيعيان معتقدين كه انبياء معصوم هستند حتى خيال معصيت در قلوب آنها خطور نميكند و در اينجا يوسف ميگويد
وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ مِنَ الْجاهِلِينَ
جواب - ما مىگوييم معصوم هستند به همين معنى كه مىگويى لكن معصوم اسم مفعول است البته عاصم لازم دارد خداوند عاصم آنها است ميگويد اگر عاصميت تو نباشد اصب اليهنّ هذا اوّلا و ثانيا كلمه و الّا دلالت ندارد بر اينكه خداوند صرف نميكند البته خدا در حق معصوم صرف ميفرمايد و ثالثا دواعى شهوت و مشتهيات نفسانى در انبياء و اولياء فرد اجلى بوده لكن خوف الهى جلوگير است كه گفتند از براى خوف درجاتى است اعلا درجه آن جلوگيرى از كليه معاصى حتى از خطور در قلب است كه معناى عصمت است و از همين جهت يوسف بملك فرمود
وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ
آيه 52 تمام حفظ الهى است
قالَ رَبِّ
ربّى بوده راء ساقط شده كسره بجاى ياء است
السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ
معنى اين نيست كه سجن را دوست ميدارم ولى سجن را بيشتر از آن دوست دارم بلكه مراد اينست كه در دوران بين محذورين واجب است اقل محذورش را اختيار كرد مثل اينكه كسى را بخواهند بقتل برسانند و به او بگويند چه نحو تو را بكشيم البته اختيار مىكند طريقه اسهل را و كانّه زليخا يوسف را مخير