تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
سازش ندارد و نسبتهايى بيعقوب و يوسف داده كه مناسب با مقام انبياء نيست لذا اعراض از او را اصلح ديدم مراجعه كنيد ببرهان .

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 11 ]

قالُوا يا أَبانا ما لَكَ لا تَأْمَنَّا عَلى يُوسُفَ وَ إِنَّا لَهُ لَناصِحُونَ ( 11 ) گفتند برادران يوسف به حضرت يعقوب اى پدر بزرگوار ما چه سبب شده كه ما را امين نميدانى بر يوسف و حال آنكه ما براى او هر آينه ناصح هستيم .
قالُوا يا أَبانا ما لَكَ لا تَأْمَنَّا عَلى يُوسُفَ
از اين جمله استفاده مىشود كه حضرت يعقوب يوسف را از خود جدا نميكرد و نميگذاشت با برادرانش خارج شود آنها ميرفتند براى گردش و تفريح خارج شهر ولى يوسف نزد پدرش بود و البتّه سرّ اين جهت اين بود كه در گردش و تفريح بچه‌ها تمام توجه آنها به اين قسمت است و بسا پيش آمدهايى مىشود از سقوط بر زمين يا تصادف حجاره يا برخورد به يكديگر يا عيبهاى ديگر و اينها توجه به يكديگر ندارند ، حضرت يعقوب قلبش آرام نداشت و مطمئن نبود بعلاوه برادران حضرت يوسف هم عنايتى و محبتى با يوسف نداشتند زيرا حسود هر چه بخواهد خوددارى كند و اظهار حسد خود را نكند مع ذلك نميتواند جلوگيرى از نفس كند علاوه بر رؤياى سابقه كه مخصوصا بيوسف فرمود براى برادرانت نگو براى تو كيد ميكنند و پيش از اين تصميم هم يوسف را همراه خود نميبردند سابقه نداشته لذا گفتند
ما لَكَ لا تَأْمَنَّا عَلى يُوسُفَ
پس از آن براى اينكه قلب يعقوب را مطمئن كنند و آرام كنند گفتند
وَ إِنَّا لَهُ لَناصِحُونَ
اين يكى از معاصى آنها است با اينكه حسود بودند گفتند ناصح هستيم هم كذب بود آن هم به پيغمبر خدا هم نفاق بود كه ظاهرشان غير باطنشان بود هم مكر و حيله در حق شخص بىگناه بىتقصير . اما حسد ( الحسد يأكل الايمان كما يأكل النار الحطب ) اما كذب