ما در كلم الطيب مجلد اول شرح حال آنها را از كتب خود آنها دادهايم كه در اطوار متماديه اينها در كفر و شرك سير ميكردند و از تورات و موسى هيچ نام و نشانى نبود و سه مرتبه به كلى تواتر آنها منقطع شد رجوع كنيد
كَما لَهُمْ آلِهَةٌ
ببينيد از موسى توقع كنند كه براى آنها بت بتراشد و بشرك آنها را دعوت كند
قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ
بعيد نيست كه مراد از جهل اينها مجرد ندانستن نيست كه تعبير بجهل بسيط ميكنند بلكه مراد حماقت و كمعقلى است كه جهل مركب باشد الان برداريد تورات رائج آنها را كه خدايى كه دروغ بآدم و حوى بگويد و در بهشت قدم زند و نداند كه آنها از شجره منهيه خوردهاند و آنها خود را از خدا مخفى كنند و خدايى كه با يعقوب كشتى بگيرد و بالاخره زمين خورد و صدها مزخرفات ديگر آيا دليل بر حماقت آنها نيست .
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيه 139 ]
إِنَّ هؤُلاءِ مُتَبَّرٌ ما هُمْ فِيهِ وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 139 )
محققا اين جماعت مشركين هلاك شدهاند و خود را به هلاكت انداختهاند بواسطه اين عكوف بر شرك و بتپرستى و آنچه ميكنند بر خلاف حق است و باطل و عاطل است .
إِنَّ هؤُلاءِ مُتَبَّرٌ ما هُمْ فِيهِ
متبّر از ماده تبار بمعنى هلاكت و نابوديست چنانچه در بسيارى از آيات شريفه دارد
وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَباراً
نوح آيه 29
وَ كُلًّا تَبَّرْنا تَتْبِيراً
فرقان آيه 41
وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبِيراً
بنى اسرائيل آيه 7 ، و باب تفعيل آن هم اسم مفعول دلالت دارد كه خداوند اينها را هلاك ميفرمايد بواسطه و سبب اين كفر و شرك آنها .
وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
و اين عمل اينها باطل است زيرا مسئله توحيد از قسم ضروريات و بديهيات بشمار ميرود و ادله توحيد از هزارها بيشتر است .