فرعون تعبير كردند به اينكه او را مهلت بده نه بگير و اخاه هارون كه برادر موسى بود و باتفاق آمده بودند براى دعوت در واقع شريك حضرت موسى بود در رسالت بعنوان تبعيت و براى كمك بموسى و اعانت او آمده بود چنانچه در پيشگاه احديت عرض كرد
قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي
طه آيه 26 - 33 ، و نيز ميفرمايد
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ جَعَلْنا مَعَهُ أَخاهُ هارُونَ وَزِيراً
فرقان آيه 37 . و در حديث منزلة كه از اخبار متواتره بين الفريقين است فرمود
( علىّ منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى ) .
وَ أَرْسِلْ فِي الْمَدائِنِ
مدائن فرعون هفت شهر بود ، از عياشى حديث نقل شده مفصل است خلاصه محل شاهد اينست كه فرعون هفت شهر بنا كرد و بين هر شهرى نيزار و بيشهها قرار داد و در آنها شيرى گذارد موقعى كه حضرت موسى آمد شير نزد موسى تبسبس كرد و كوچكى نمود و هفت قصر تو در تو داشت حضرت موسى چند مرتبه بوّاب را ندا داد كه درب قصر را باز كند اعتنايى نكرد حضرت موسى فرمود من رسول ربّ العالمين هستم بوّاب گفت رب العالمين غير از تو كسى را نداشت كه با لباس پشمينه و وضع ناهنجار فرستاده موسى در غضب شد و عصا بدرب زد درب باز شد و يك يك قصرها را به همين نحو تا نزد فرعون رفت و دعوت فرمود تا آخر حديث حاشرين كه تمام فرعونيان جمع آورى شوند .
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيه 112 ]
يَأْتُوكَ بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ ( 112 )
بياورند نزد تو بهر ساحر دانايى .
يَأْتُوكَ
فاعل يأتوك كسانى هستند كه فرعون فرستاده بود در مدائن كه آنها را جمعآورى كنند كه لشكريان و نظاميها و شرطهها باشند .