تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
و تحقيق كلام اينست كه اين نعم الهى را اهل ايمان و تقوى وسيله عبادت و مصرف اطاعت ميكنند و شكرگزار هستند و از جانب خداوند ميدانند كه اسم آن دنياى بلاغ است اين نعم براى آنها مبارك است و بركات بر او صادق است و لكن كفار و فساق چون وسيله معاصى و ظلم و تعديات و فسق و فجور و طغيان و كفر قرار ميدهند اينها نقمت است و باعث زيادتى عقوبت و عذاب آنها است پس از اين بيان شرح آيه معلوم مىشود .
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى
لو امتناعيه است زيرا اهل القرى در امم سابقه كه به عذاب الهى گرفتار شدند نه ايمان داشتند و نه تقوى
آمَنُوا وَ اتَّقَوْا
گفتيم تقوى مراتبى دارد : تقواى از عقائد فاسده ، تقواى از اخلاق رذيله ، تقواى از كبار معاصى تقواى از كليه معاصى ، تقواى از امورى كه باز ميدارد انسان را از عبادات يا از ذكر خدا يا از توجه به خدا و امثال اينها و در اينجا مراد اولى نيست زيرا مفاد آمنوا است نفس ايمان تقواى از عقائد فاسده است بلكه مراد تقواى از معاصى كبيره است زيرا صغار معاصى معفو است بنصّ قرآن
إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ
نساء آيه 35 ، لكن درجات مختلف مىشود
لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ
سعادت و آخرت را حيازت كرده بودند نه در دنيا به هلاكت و عذابها گرفتار شده بودند و نه در آخرت بعقوبات ميافتادند
وَ لكِنْ كَذَّبُوا
تكذيب انبياء كردند و ايمان نياوردند
فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
تقوى نداشتند و فسق و فجور و معاصى الهى و ظلم از آنها صادر ميشد و كسب ميكردند . سؤال - در اين آيه دو قسمت از چهار قسمت بيان شده كه اگر ايمان و تقوى با هم توأم ميشد مورد بركات و چون هيچ كدام را نداشتند مورث هلاكت ، اما دو قسمت ديگر ايمان بدون تقوى يا به عكس مورد چه معامله ميشدند .