تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
كه فرج ميرسد و دشمن نابود مىشود و مورد تفضلات الهى واقع ميشوند . و اما كفار صبر كنند تا عذاب الهى آنها را نابود كند و حقانيت شعيب را بفهمند در موقعى كه ديگر بر آنها نتيجه بخش نيست و اين صبر مدتش بسيار كم است
حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنا
كه مطيع را جزاى خير دهد و منكر را بسزاى خود برساند و هلاك كند
وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ
است زيرا خردلى ظلم نميكند و بعدل حكم ميفرمايد بلكه تفضلات هم دارد اكرم الاكرمين است فى موضع العفو و الرحمة و اشدّ المعاقبين است فى موضع النكال و النقمة .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيه 88 ]

قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا قالَ أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهِينَ ( 88 ) گفتند جماعتى از كفار كه تكبر ميورزيدند از قوم شعيب بحضرتش خطاب كردند كه هراينه ما تو را و كسانى كه ايمان آورده‌اند با تو از شهر خودمان كه مسكن و مأواى شما بوده خارج ميكنيم مگر اينكه دست از كيش خود برداريد و برگرديد بكيش ما فرمود شعيب آيا و لو اينكه ما كراهت داشته باشيم . مسئلة - كره مقابل طوع است چنانچه در قرآن ميفرمايد
طَوْعاً أَوْ كَرْهاً
فصّلت آيه 10 ، طوع عملى است كه از روى ميل و رغبت انجام گيرد و از همين باب است اطاعت كه امتثال اوامر الهى باشد از روى شوق و ميل و رغبت . كره بمعنى اشمئزاز و تنفر و بىميلى باشد و اكراه آنست كه كسى را وادار و مجبور كنند بر عملى كه رغبت نداشته و كراهت دارد و خداوند ميفرمايد
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ
بقره آيه 257 ، بعد از آية الكرسى
قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ
ملاء بمعنى جماعت يعنى جمعى از كفار آن هم نه توده مردم بلكه رؤساء و امراء و سران قوم كه خود را با قدرت