آنها يك نفر بود باطنا به حضرت هود ايمان آورده بود و در ظاهر با آنها بود عرض كرد پروردگارا اگر هود بر حق است بر ما نازل فرما باران را سه قطعه ابر ظاهر شد سفيد و زرد و سياه و خطاب شد يكى از آنها را اختيار كنند عاد ابر سياه را اختيار كردند به خيال آنكه باران آن بيشتر است كه خداوند از قول آنها نقل ميفرمايد
فَلَمَّا رَأَوْهُ عارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا
احقاف آيه 23 و خطاب شد به حضرت هود كه با مؤمنين از ميان قوم خارج شوند كه مفاد
فَأَنْجَيْناهُ وَ الَّذِينَ مَعَهُ
است و البته اين يك نوع رحمت و تفضل است
بِرَحْمَةٍ مِنَّا
پس از آن امر شد بباد ، و در روايت ابى حمزه از حضرت باقر عليه السّلام است كه فرمود
( انّ للَّه تبارك و تعالى بيت ريح مقفّل عليه لو فتح لأذرت ما بين السماء و الارض ما ارسل على قوم عاد الّا قدر الخاتم )
خداوند از آن ابر سياه بادى ارسال فرمود كه مفاد
رِيحٌ فِيها عَذابٌ أَلِيمٌ تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّها فَأَصْبَحُوا لا يُرى إِلَّا مَساكِنُهُمْ
احقاف آيه 24 ، و اين باد هفت شب و هشت روز باتصال وزيد كه ميفرمايد
وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً فَتَرَى الْقَوْمَ فِيها صَرْعى كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ فَهَلْ تَرى لَهُمْ مِنْ باقِيَةٍ
حاقه آيه 6 - 8 ، و از اين جمله اخيره و از جمله
وَ قَطَعْنا دابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
استفاده مىشود كه از نسل عاد احدى باقى نماند و به كلى قطع نسل آنها شد و بدلالت التزاميه دلالت دارد كه در نسل آنها تا قيامت اگر باقى بود يك نفر مؤمن پيدا نميشد مثل قوم نوح كه فرمود
لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً
نوح آيه 28 .
وَ ما كانُوا مُؤْمِنِينَ
از اين جمله هم استفاده مىشود كه اينها ديگر قابل هدايت نبودند و ايمان نميآوردند چنانچه دارد در مقاتله امير المؤمنين عليه السّلام در جنگها و حضرت حسين عليه السّلام هر كدام اعداء در نسل آنها مؤمنى بوجود ميآمد او را رها ميكردند و از قتل او خوددارى مينمودند .