است علت متابعت باشد كه غير پروردگار تو الهى نيست كه متابعت آنها لازم باشد بلكه فقط إله منحصر بپروردگار تو است و متابعت وحى او لازم و حتم است و ممكن است جمله مستقله باشد .
وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ
اعراض از مشركين سه نحوه است يكى اعراض از عقيده مشركين است كه شرك باشد كه مفاد
لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ
زمر آيه 65 ، و يكى اعراض از دعوت مشركين است زيرا اينها ديگر قابل هدايت نيستند و اجابت دعوت تو را نميكنند و اين آيه مفاد آيه شريفه
فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ
زخرف آيه 83 و معارج آيه 42 است و يكى اعراض از معاشرت و مراوده و ملايمت با آنها است چون اميدى در آنها نيست كه با شما همراهى داشته باشند و اينكه بعضى گفتند اعراض از مجاهده با آنها است و گفتند اينكه اين آيه نسخ شده به آيه
وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً
توبه آيه 36 ، غلط است .
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 107 ]
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا وَ ما جَعَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ ( 107 )
و اگر خدا ميخواست شرك نميآوردند و ما قرار نداديم تو را بر آنها كه حفظ آنها را بكنى و نه تو را وكيل بر آنها .
از اين آيه استفاده مىشود كه مراد از اعراض در آيه قبل معناى دوم است كه اعراض از دعوت باشد و در اينجا و در بسيارى از آيات يك مسئله مشكله كه بسيارى از عامه بلكه بسيارى از حكماء را كه جبريه باشند در شبهه جبر انداخته و تمسك به اين آيات كردند كه ايمان و كفر و شرك و اطاعت و عصيان و كليه افعال بشرى در تحت اختيار آنها نيست اگر خدا خواست ايمان ميآورند و اطاعت ميكنند