و معاشرت كنيد با زنهاى خود بحسن سلوك و لو قلبا آنها را خوش نداريد و چه بسا چيزى را خوش نداريد لكن در حقيقت و واقع خير بسيارى خداوند براى شما در او قرار داده و جعل فرموده .
( توضيح كلام در اين آيه شريفه مشتمل است بر چند جمله )
( جمله اولى )
آنچه از اخبار از حضرت باقر و حضرت صادق عليهما السلام كه در مجمع و برهان و غير آنها نقل كردهاند اينست كه در زمان جاهليت قبل از اسلام مرسوم بوده كه اگر كسى از دنيا ميرفت و عيالى داشت و ارث آن ميت يا حميم و صديق او ميآمدند و يك پارچه بر سر زوجه او ميانداختند و او را بدون مهر به همان مهر سابق به ارث ميگرفتند كه خود زوجه را جزو تركه ميت ميدانستند و جزو ميراث ميپنداشتند چه آن زن راضى باشد تزويج با اين وارث را يا كراهت داشته باشد ، خداوند اهل ايمان را از اين عمل زشت نهى فرموده و زن را جزو ميراث قرار نداده بلكه بعد از انقضاء عده وفات اگر مانع شرعى نباشد در ازدواج به رضايت طرفين تزويج جديد كنند به مهر جديد و اينست مفاد
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً
.
( جمله ثانيه )
اينكه بعضى به بهانه اينكه يك مقدارى از مهريه زنهاى خود را پس بگيرند از آنها دورى ميكردند و نزد آنها نميرفتند تا زنها مجبور شوند يا بذل مهر كنند و طلاق خلعى بگيرند يا چيزى از مهريه خود را به آنها بذل كنند تا آنها نزدشان بيايند و الفت گيرند اين عمل هم در شريعت مطهره حرام است و يك دينار از مهريه را حق ندارند از آنها بگيرند چنانچه در آيه بعد بيايد و اينست مفاد
وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَّ
.