تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
اينست كه در مكه معظمه سال پنجم بعثت كه يك عده‌اى از اهل مكه بشرف اسلام مشرف شده بودند مشركين در مقام اذيت آنها بر آمدند و ميخواستند آنها را بكيش خود بر گردانند و پيغمبر هم مأمور بجهاد نبود امر فرمود جماعتى از آنها را كه بالغ بر هشتاد نفر بودند بهمراهى حضرت جعفر طيّار كه هجرت كنند بحبشه نظر به اينكه پادشاه حبشه نجاشى بود سلطان رءوف و مهربان بود و كسى را نميرسيد كه در مملكتش به كسى ظلم كند مشركين دو نفر را كه عمرو بن عاص و عمارة بن وليد بودند فرستادند حبشه و هدايايى براى نجاشى كه مسلمين را از مملكت خود بيرون كند و به مكه بر گرداند و اين دو نفر با يكديگر معاندتى داشتند موقعى كه بر كشتى سوار شدند شراب خوردند و مست شدند عماره در حال مستى از عمرو بن عاص تقاضا كرد كه عيالش را بفرستد نزد عماره كه او را ببوسد و نزديك شود عمرو او را انداخت ميان دريا خود را بپاره كشتى گرفت اهل كشتى او را نجات دادند تا موقعى كه نزد نجاشى رفتند و تقاضاى ارجاع مسلمين را نمودند نجاشى فرستاد رئيس مسلمين كه حضرت جعفر طيّار بود خواست و تقاضاى آنها را بجعفر گفت جعفر طيّار بنجاشى گفت از اينها بپرسيد كه آيا ما از آنها كسى را كشته يا مالى از آنها برده يا غلام آنها بوده‌ايم و فرار كرده‌ايم گفتند هيچكدام از اينها نيست بلكه مخالف دين ما و سبّ آلهه ما را ميكنند نجاشى آنها را رد كرد و با مسلمين كمال رأفت و مهربانى و منزل و وسائل زندگانى را فراهم نمود سپس فرستاد جعفر طيّار را خواست و از او پرسيد سبب عداوت اينها با شما چه بوده جعفر فرمود پيغمبرى در ميان ما مبعوث شده و ما به او ايمان آورده‌ايم و اينها در اثر دشمنى با پيغمبر بما اذيت ميكردند ما پناه بمملكت شما آورديم گفت از پيغمبر چه در دست داريد جعفر طيّار قدرى از صفات آن حضرت را بيان فرمود و سوره مباركه مريم را تلاوت كرد تا رسيد به آيه شريفه
هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ
اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 446 | السيد عبد الحسين الطيب