پيدا نشود منجز نمىگردد ، بلى اگر ظنّ پيدا شود هر گاه بر اعتبار اين ظنّ دليل قطعى علمى باشد ، همان علم به حكم است و از آن بظنّ خاص تعبير مىشود مانند ظواهر آيات يا خبر ثقة و نحو اينها .
و اگر دليل قطعى علمى نداشته باشد ظن غير معتبر است و با شك و وهم تفاوت ندارد و آن مجراى اصول است كه اصل استصحاب يا برائت يا اشتغال يا تخيير يا در موارد خاصه اصالة الحلّ و اصالة الطهارة و نحو اينها باشد و محل تفصيل آن در علم اصول باب حجيت ظن است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 79 ]
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ ( 79 )
پس واى بر كسانى كه بدستهاى خود كتاب را مينويسند و مىگويند اين كتاب از طرف خدا است براى اينكه ببهاى كمى بفروشند پس واى بر اينان از جهت آنچه بدستهاى خود مينويسند و واى بر اينان از جهت آنچه بدست مىآورند .
« ويل » دو معنى دارد : يكى وصفى كه در فارسى از آن به واى و بدا به حال او تعبير مىشود و اين معنى شامل جميع انحاء عذاب دنيوى و اخروى به همه مراتب آن مىشود به نحوى كه هيچ خير و خوبى در آن نباشد .
و ديگر اسمى كه نامى از وادى جهنم است چنانچه در مجمع البيان از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده فرمود «
ويل وادى است در جهنم كه چون كافران را در آن افكنند چهل سال ميروند و هنوز بقعر آن نرسيده باشند
»