هزارها بودند ، پس خداوند به آنها گفت بميريد ، و سپس آنان را زنده نمود بدرستى كه خداوند صاحب فضل نسبت بمردم است ولى اكثر مردم سپاسگزار نيستند ) . در تفسير آيه از جهاتى بين مفسرين اختلاف است و ما از اختلافات آنها صرف نظر نموده و آنچه مفاد اخبارى است كه در تفسير برهان از كافى كلينى ره و تفسير عياشى و احتجاج طبرسى از حضرت باقر و صادق ( ع ) روايت كرده اكتفاء مىنمائيم و مضمون آن اخبار بنحو اختصار اينست كه اينها قومى بودند از شهرى از شهرهاى شام هنگامى كه طاعون آمد اغنياء از شهر بيرون شده و فقراء ماندند ، اكثر آنها كه ماندند هلاك شدند و از اغنياء كمى مردند ، مرتبه ديگر كه طاعون آمد رأيشان بر اين مجتمع شد كه همه از شهر خارج شوند و از ترس طاعون بيرون شدند و به شهر ويرانى وارد گرديدند كه اهل آن بطاعون هلاك شده بودند پس چون در آنجا فرود آمده و رحل اقامت افكندند حق تعالى اراده كرد كه همه آنها را بميراند لذا در آن ساعت مردند و استخوانهاى آنها پوسيده شد ، پيغمبرى حزقيل نام از آنجا عبور نمود و آن وضع را مشاهده نمود گريه كرد و گفت پروردگارا كاش اينها را چنانچه ميراندى زنده ميكردى تا شهرهاى ترا آباد نموده و با بندگان صالح تو ترا عبادت كنند ، خطاب رسيد دوست ميدارى آنها زنده شوند عرض كرد بلى پس خداوند همه آنها را زنده نمود ، راوى عرض مىكند آيا آنها دو مرتبه مردند ؟ فرمود نه بلكه مدتها زيست نموده و بعبادت مشغول بودند و ميخوردند و نكاح نمودند تا از دنيا رفتند .
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ
استفهام تقريرى است و رؤيت بمعنى علم است و گفتند اين كلمه موضوع براى تعجب و تعظيم است كه مطلب را در نظر سامع بزرگ جلوه دهند ، و ديار جمعدار است و دار بر خانه و منزل و شهر اطلاق مىشود گفته مىشود دار السلطنة ، دار الملك ، دار الخلافة ، دار العلم و نحو اينها