او را مهلت دهند تا انديشه كند و رجوع يا طلاق را اختيار كند .
فَإِنْ فاؤُ
اگر رجوع كنند و رجوع به جماع است در صورتى كه معذور نباشد و اظهار عزم بر جماع است اگر عذر شرعى داشته باشد مانند حيض يا احرام و نحو اينها ، و اين رجوع يكى از دو امرى است كه زوج در آن مخير است و شقّ ديگر در آيه بعد متعرض شده است .
فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
خداوند آمرزنده و داراى رحمت است و بر خلف قسم مؤاخذه نميكند براى اينكه بين زوجين ائتلاف حاصل شود .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 227 ]
وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 227 )
( پس اگر بر طلاق عازم شوند محققا خداوند شنوا و داناست )
وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ
اين يكى ديگر از دو شقّ تخيير است كه عزم بر طلاق باشد و چنانچه گذشت بايد طلاق حضور غير مواقعه و ظهور عدلين و ساير شرايط آن باشد ، و اگر اظهار عزم بر طلاق نمود پس بايد بداند كه خداوند سميع است و كلام او را ميشنود و عليم است از ما فى الضمير او خبر دارد .
از ذكر غفور رحيم در آيه قبل ، و سميع عليم در اين آيه استفاده مىشود كه رجوع ، محبوب حق تعالى و مستحبّ است و حتى از عقوبت خلف قسم عفو مىنمايد ولى طلاق مذموم و مكروه است .
تنبيه : هر گاه زوج از رجوع يا طلاق امتناع كند ، حاكم او را حبس مينمايد و در خوراك بر او سخت ميگيرد و به مقدار ضرورت به او ميدهد تا يكى از اين دو امر را اختيار كند ، و حاكم نميتواند طلاق اجبارى دهد بنا بر مذهب شيعه بخلاف عامه كه طلاق حاكم را روا ميدانند .