چنين كسى داراى رجاء است ولى اگر بدون ايمان و عمل صالح و تقوى منتظر سعادت و رحمت حق باشد آرزويى بيش نيست و اگر مرتكب معاصى شود و در دنيا و شهوات نفسانى متوغل گردد و به اين دل خوش دارد كه خدا ارحم الراحمين است چنين كسى داراى غرور است .
و آيات قرآن بطور وضوح اين سه امر را بيان فرموده در باره رجاء ميفرمايد
فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً
« 1 » و درباره تمنى ميفرمايد
وَ قالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ
« 2 » و درباره غرور ميفرمايد
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً
« 3 » و غير اينها از آيات ديگر .
و خوف - عبارت از حالتى است كه در قلب پيدا مىشود كه انسان را از ارتكاب معصيت و ترك طاعت مانع ميگردد و طرف تفريط خوف امن من مكر اللَّه است به اينكه انسان مطمئن و ايمن شود كه عذاب الهى بر او نخواهد بود و طرف افراط آن يأس من روح است به اينكه انسان از رحمت حق نااميد گردد و گمان كند كه ديگر رحمت حق شامل حال او نخواهد شد .
مبحث دوم - در بيان حالت انسان بين خوف و رجاء : اخبار در اين باره بر دو دسته است بعضى دلالت دارد كه انسان بايد خوف و رجاء او مساوى باشد و بعضى دلالت دارد كه رجاء او بر خوفش بايد ترجيح داشته باشد و دانشمندان در جمع بين اين اخبار وجوهى گفتهاند و تحقيق در اين مطلب اينست كه براى انسان دو لحاظ است : نظر به شخص خود و اعمال صادره از عبادات و معاصى بايد بين خوف و رجاء بطورى مساوى باشد نه مأيوس از رحمت حق و نه ايمن از عذاب او
هامش
( 1 ) . سوره كهف آيه 110
( 2 ) . سوره بقره آيه 105
( 3 ) . سوره كهف آيه 103