( ما لا يعلمون )
آنچه انسان ندانسته انجام دهد مثل اينكه جاهل بموضوع باشد و يا جاهل به حكم باشد بعد از فحص تام
( ما لا يطيقون )
كارى كه از تحت قدرت و طاقت و وسع انسان خارج باشد
( ما اضطروا عليه )
عملى كه از روى بيچارگى از انسان صادر شود مانند خوردن مأكولات محرمه در مخمصة ( حسد ) مراد آن حالت درونى است كه نميتواند كسى را در نعمت به بيند و زوال آن نعمت را آرزو كند ، و اين از صفات رذيله است ولى مادامى كه در باطن باشد و ترتيب اثرى به آن ندهد مورد عقوبت نيست و مراد از حسد كه از اين امت رفع شده اين معنى است .
( طيرة ) فال بد زدن است مقابل تفأل كه فال نيك است .
( و التفكر فى الوسوسة فى الخلق )
مراد از خيالات سوء و گمان بد در حق برادران دينى است كه امر قهرى است و مادامى كه اظهار نكند عقوبت ندارد هر چند از صفات رذيله است و تحقيق كلام بطور خلاصه اين است كه اين حديث شريف رفع آثار عقليه و عاديه اين امور نه گانه را نميكند چون از لوازم ذاتيه آنها است پس آثار شرعية كه رفع و وضعش بيد شارع است آن هم آثارى كه بر خود اين عناوين بار شود رفع نميكند مثل قتل خطاء و سجده سهو زيرا رفعش موجب لغويت حكم مىشود و آثارى كه بر موضوع عمد و علم و اختيار و ساير اضداد اينهاست آن هم رفع نميكند چون خروج موضوعى دارد و آثارى كه امتنان در رفع آنها نيست آن هم رفع نميشود چون در مقام امتنان است پس منحصر است بآثار شرعيه كه بر نفس موضوع واقعى اعم از عمد و خطاء مثلا باشد و منّت در رفع آن باشد چه مؤاخذه و چه غير آن به اين حديث از اين امّت رفع شد .
غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ
باغى بمعنى سركش و طغيان كننده در عمل زشت و معصيت و نافرمانى است و عادى بمعنى تعدى و تجاوز كننده از حدود الهى