عينى ذاتى چه نسبتى با وجود ظلى تبعى دارد « اين التراب و ربّ الارباب » و علاوه بر اينكه تفسير برأى جايگاهش در آتش است با مفاد آيه منافات دارد زيرا مفاد آيه اينست كه ما ملك خدائيم و از براى خدائيم زيرا لام آن براى اختصاص و ملكيت است و نگفته - « انا من اللَّه » تا جاى اين توهم فاسد باشد .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 157 ]
أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ( 157 )
( اينان صلوات پروردگار و رحمت او بر ايشان خواهد بود و اينان خود هدايت يافتگانند ) اولئك اشاره بصابرينى است كه صفت آنان را در آيه قبل بيان فرمود و در اين آيه نتيجه شكيبايى و پاداش صبرشان را ذكر ميفرمايد و اگر در فضيلت صبر تنها همين آيه بود كافى بود زيرا همه خيرات دنيوى و اخروى را شامل است چنانچه در برهان از حضرت صادق عليه السّلام در ضمن حديثى روايت كرده كه فرمود خداوند ميفرمايد
اعطيته ثلاث خصال لو اعطيت واحدة منهنّ ملائكتى رضوا بها ثم تلا هذه الاية
خصلت اولى كه براى صابرين در اين آيه ذكر فرموده «
صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ »
مىباشد و چنانچه در ذيل آيه
وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ
گذشت « 1 » صلوة بمعنى اراده خير است و صلوات كه جمع آنست شامل جميع خيرات دنيوى و اخروى مىشود و معلوم است مراد از ارادة در باب اراده حق انفكاك پذير نيست .
خصلت دوم « رحمة » است و در باب شمول رحمت دو چيز لازم است يكى از جهت فاعل كه تامّ الفاعليه باشد و چنانچه معلوم است و در آيات بسيار تصريح شده
هامش
( 1 ) . مجلد اول ص 153