و از شيخ صدوق ره نقل شده كه گفته است اطلاق سخى بر خداوند جايز نيست زيرا سخاوت بمعنى لين است چنانچه گفته مىشود « ارض سخواء و سخاويّة » « و قرطاس سخاويّة » ولى اين سخن درست نيست زيرا چنانچه گذشت اسماء الهى توقيفى است و همين كه از طريق شرع رسيد بايد اطلاق آن را حمل بر آثار نمود يعنى سخاوت در خداوند عبارت از آثار آنست چنانچه حبّ و بغض و غضب و سخط و رحم و نظائر اين صفات بمعنى آثار آنهاست نه اينكه تأثير و انفعالى در ذات حق واقع شود و اخبار در فضيلت و فوائد و ثمرات سخاوت بسيار است از پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت شده « 1 » كه فرمود
« السخاء شجرة من شجر الجنة اغصانها متدلية على الارض فمن اخذ منها غصنا قاده ذلك الغصن الى الجنّة »
( سخاوت درختى است از درختهاى بهشت كه شاخههاى آن روى زمين آويخته است هر كه شاخهء از آن را بگيرد او را به طرف بهشت كشاند ) و نيز از آن حضرت روايت شد « 2 »
« الجنة دار الاسخياء »
( بهشت خانه سخاوت پيشگان است » و نيز فرمود « 3 »
شابّ سخى مراهق فى الذنوب احبّ الى اللَّه من شيخ عابد بخيل »
( جوان سخى گناهكار محبوبتر است نزد خدا از پير عبادت كننده بخيل ) و هم از آن حضرت روايت شده « 4 » كه فرمود
« السخاء شجرة تنبت فى الجنة فلا يلج الجنة الا سخى »
( سخاوت درختى است كه در بهشت ميرويد پس داخل بهشت نشود مگر سخى ) و نيز فرمود « 5 »
« السخاء من الايمان و الايمان فى الجنة »
( سخاوت از شعب ايمان است و ايمان در بهشت است ) و غير اينها از اخبار ديگر و آيات و اخبار در مذمت بخل نيز بسيار است ، در قرآن كريم ميفرمايد
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالًا فَخُوراً الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ
« 6 » ( بدرستى كه
هامش
( 1 ) جامع السعادات
( 2 ) جامع السعادات
( 3 ) جامع السعادات
( 4 ) جامع السعادات
( 5 ) جامع السعادات
( 6 ) . سوره نساء آيه 4